مى گويند، شنيده ايم و قبول داريم، كه آ«آدم به روى باز، جايى مى رود، نه به در بازآ»
اگر مهمان خانه اى شويم كه صاحب آن با هزار و يك مدل تعارف (آفتاب از كدام طرف درآمده، راه گم كردى و...) بگويد كه از حضور ما در آنجا خوشحال است، ولى حركات چهره و دست و پايش حرفى ديگر بزند، هرگز راضى نخواهيم بود. بسيارى از مردم از تأثير ارتباط غير كلامى در روابط اجتماعى خود غافل هستند و تصور مى كنند تنها با استفاده از كلمات و جملات زيبا، مؤدبانه و دوستانه مى توانند حقيقت درون خود را پنهان كنند. حال آنكه بيش از ۵۰درصد از آنچه در درون من و شما مى گذرد را مى توان از طريق ارتباطات غير كلامى كشف كرد. براي همين گفته ميشود كه نامه ناقصتر از تلفن (چون لحن و آهنگ صدا معلوم نيست) و تلفن ناقصتر از گفتگوي رودررو عمل ميكنند. براي همين بر اساس يك تحقيق آماري نوشتن 7% ، تلفن 40% و صحبت رودررو بيش از 50 درصد از منظور را منتقل ميكنند.
زبان بين المللى يا ملى و قومى؟!
از سالها قبل تأثير آ«زبان بدنآ» و تغييرات چهره در ارتباط بين انسانها مشخص شده است، اما سؤالى كه هميشه مطرح مى شود، اين است كه:
آ«آيا اين زبان بين المللى است يا فرهنگها و آداب و سنن اجتماعى آن را تعيين مى كند؟آ»
اما در تحقيقاتى كه انجام شده است، دريافته اند كه بسيارى از حركات بدن و اندامهاى ما (درست مانند حيوانات) معنا و مفهومى خاص را بيان مى كند كه شمار زيادى از آنها احساس مشابه در مردمى از ملل مختلف ايجاد مى كند و از ميان تمام اجزاى اين زبان، حركات و تغييرات چهره مفهومى كلى تر و به عبارتى بين المللى تر دارد و مى توان غم، شادى، اضطراب، نگرانى، ترديد و... را در چهره يك فرد به دور از فرهنگ، زبان و... خاص تشخيص داد.
ارتباط چشمى:
پذيرش يا عدم پذيرش سايرين معمولاً از طريق ارتباط و تماس چشمى حاصل مى شود، يك معلم يا سخنران معمولاً به كسى توجه دارد كه در حين صحبت او نگاهش به جاى ديگر نباشد. براى شروع هر نوع بحث، مذاكره و صحبت از چشم هايمان كمك مى گيريم و به جرأت مى توان گفت ارتباط بين دو فرد بدون ارتباط چشمى، فضا را سرد و بى روح مى كند و حتى اگر سراپا گوش باشيم، چون چشم را به كار نگرفته ايم، گوينده را ناراحت و رنجيده خاطر مى كنيم، درست مانند آقايى كه در هنگام صحبت گرم و سراسر هيجان همسرش سراپا گوش است، اما چشم خود را مشغول مطالعه روزنامه كرده است! و بايد منتظر عواقب اين حركت باشد!
- نگاه كردن به گوينده: علاقه مندى به صحبتهاى او را نشان مى دهد.
- چشمهاى خندان! = احساس آرامش در شنونده.
- خيره و بدون حركت نگاه كردن = حضور جسم بدون حضور روح در مكان، حواس پرتى.
- نگاه به روبرو، آسايش و آرامش زياد از حضور در آن فضا.
ادامه مطلب
Strength of a Man
The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders.
It is seen in the width of his arms that encircle you.
قدرت و صلابت يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست
بلکه در اين هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کنه
The strength of a man isn't in the deep tone of his voice.
It is in the gentle words he whispers.
قدرت و صلابت يه مرد اين نيست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه
بلکه در اينه که چه جملات ملايمي رو ميتونه تو گوشات زمزمه کنه
The strength of a man isn't how many buddies he has.
It is how good a buddy he is with his kids.
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا رفيق داره
بلکه در اين هست که چقدر با فرزندان خودش رفيق هست
The strength of a man isn't in how respected he is at work.
It is in how respected he is at home.
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه قدر در محيط کار قابل احترام هست
بلکه در اين هست که چقدر در منزل مورد احترام هست
The strength of a man isn't in how hard he hits.
It is in how tender he touches.
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چقدر دست بزن داره
بلکه به اين هست که چه دست نوازشگري ميتونه داشته باشه
ادامه مطلب
تقريباً اكثر ما مي دانيم كه صداها تأثيراتي مطلوب و مخرب بر زندگي ما بخصوص بر سلامتي مان مي گذارند. اگر به تاريخ نگاهي بياندازيم، مي ببينيم كه درتمام دوران، صوت و موسيقي با طبابت پيوند داشته اند و در برخي اديان و فرهنگ هاي كهن از ريتم طبل ها، نواختن زنگ ها، خواندن ذكرها و سرودهاي مذهبي يا آييني براي دفع بيماري و ارواح ناپاك از كالبد بيماران استفاده مي شده است. حتي بعضي از بزرگان و پيامبران هم اصوات و يا موسيقي خاصي را براي درمان بيماري ها بكار مي گرفتند. مثلاً داود (ع) در نواختن چنگ ماهر بود. بنابراين وقتي يكي از سلاطين وقت مضطرب و بيمار شد، خدمتكاران او، مأموريني را به دنبال داود فرستادند. بعد از آن، وقتي او مضطرب مي شد، داود چنگ را مي نواخت و اضطراب و بي قراري از وي دور مي شد و آرامش و سلامتي اش برمي گشت. به هرحال نواهايي اين چنين ، تأثيرات بسيار قدرتمند و شفابخشي بر حال بيماران مي گذاشت و باعث صحت و سلامتي آنها مي شد.
اين نكته، يعني استفاده از برخي اصوات و موسيقي يكي از توصيه هايي است كه در روش هاي درماني طب مكمل وجود دارد.
به طور كلي در اين روش هاي درماني از امواج صوتي براي معالجه بيماري ها استفاده مي شود. مثلاً يكي از آنها استفاده از اصوات آغازين است كه ريشه در طب كهن هند دارد. اين روش اعتقاد دارد كه اصوات بخصوصى تأثيرات مثبتي را بر بدن و ذهن ما مى گذارند. اين الگوهاى صوتى بازتاب ارتعاشات آغازين طبيعت هستند. اگر ما به اين اصوات گوش بدهيم و يا آن را تكرار كنيم، فركانسهاى بنياديني را در درون آگاهي مان احياء مي كنيم و هوشيارى مان را با نخستين نوسانات قوانين طبيعت هماهنگ و همنوا مىسازيم، در نتيجه تعادلى در سيستم روانى - فيزيولوژيكى خود ايجاد مىكنيم. درمان از طريق اصوات آغازين بر اين پايه استوار است كه ذهن ما مىتواند به سطح كوانتوم برگردد و اصوات معينى را كه احتمالاً در مقطعى از مسير تغيير شكل دادهاند، بكار گيرد و به اين ترتيب تأثير عميق شفابخشى را در بدن ما برجاى بگذارد.
اصواتي هم وجود دارند كه از دهان ما خارج مي شوند و مي توانند بر جريان انرژي بدن مان تأثير بگذارند. به اين دليل كه ما در حالت ناراحتي يا بيماري و شرايط استرس از خود صداهايي خارج مي كنيم. اين اصوات باعث مي شوند كه فشارهاي وارده بر اندام هاي داخلي از طريق شش ها كاهش پيدا كنند. در بررسي هاي بعمل آمده مشخص شده كه اصوات مختلف بر روي ارگان هاي مختلف بدن تأثير مي گذارند. مثلاً اصوات معيني در طب چيني وجود دارند كه اين كار را انجام مي دهند. به طور نمونه در سرماى شديد هوا، صوت «شي» همراه با جمع كردن اعضاى بدن به داخل و تنفس عميق، باعث گرم شدن بدن ما مىشود. يا درد ناشى از بريدگى، با صوت «شوو» و دميدن در ناحيه بريده شده تخفيف پيدا مي كند، همچنين اين صوت باعث آرامش كبد شده و آرامش اين عضو به نوبه خود باعث كاهش خونريزى مىشود. صداى «هاي» باعث مىشود كه نيروى بدنى ما افزايش پيدا كند و «ها» تب را كاهش مىدهد .از تمام اين مشاهدات نتيجهگيرى شده كه اصوات مختلف بر روى اعضاى گوناگون بدن تأثير مىگذارد و از آنجايى كه ارگانهاى مختلف به كانالهاى انرژى مربوط هستند، جريان انرژى از اين اصوات تأثير مىپذيرد. دراين شيوه از شش صوت براى هدايت نيروى حياتى «چى» استفاده مي شود. هر كدام از اين شش صوت با بعضي ازاندام هاي بدن ما در ارتباط است و اختلالات خاصي را برطرف مي كند.
يك روانشناس انگليسي به نام «پال نيوهام» كه در زمينه روانشناسي صداي انسان تخصص دارد، سيستمي به نام صداهاي شفابخش را بنيانگذاري كرده است. اوعقيده دارد كه ما با رها كردن صداي خودمان مي توانيم روح خود را نيز آزاد كنيم و خود را از محدوديت و قفل هايي كه براي خود ساخته ايم، آزاد نمائيم. پال نيوهام با ابداع روشي جديد با استفاده از تركيب آواز و صدا، به معالجه و درمان ناراحتي هاي مراجعين دركلينيكي كه مديريت آن را به عهده دارد، مي پردازد. مراجعين روح و روان خود را به وسيله عمق صداي وجود خود كه ازطريق تحقيرشدن ها، مصائب، درگيري ها و شكست هاي زندگي به فراموشي سپرده شده اند، احياء مي كنند.
ادامه مطلب
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...
دوست و دوستدارت:خدا

گواهينامه گرفتن مثل مراحل امتحان كنكور است. براي هردوشان چند بار بايد امتحان بدهيد منتهي اين يكي آزمون عملي هم دارد.
بعضيها عشق رانندگياند، بعضيها را هم بايد به زور نشاند پشت فرمان. اگر هنوز گواهينامه نداريد – چه جزو دسته اول باشيد چه جزو دسته دوم – بهتر است هرچه زودتر برويد در نزديكترين آموزشگاه ثبتنام كنيد.
عشقرانندگيها حواسشان باشد كه تصادف منجر به فوت بدون گواهينامه، قتل عمد محسوب ميشود و مجازات اعدام برايش حتمي است.
دسته دوم هم به اين فكر كنند كه بلدنبودن رانندگي، مثل يكجور معلوليت است. از موقعي كه تصميم ميگيريد گواهينامهدار شويد تا وقتي تحويلش ميگيريد، بايد هفتخوان را بگذرانيد، اما از گذراندنش گريزي نيست.
ورود افراد زير 18 سال ممنوع!
بالاخره يک روز شما تصميم ميگيريد از به كار گرفتن باقي افراد خانواده به عنوان راننده شخصي دست بکشيد، يا فکر ميکنيد بهتر است به عنوان کارت شناسايي از گواهينامه استفاده کنيد، يا اصلا از مدتها پيش انتظار ميكشيدهايد که روزي بتوانيد با خيال راحت ماشين پدر گرامي را برداريد و يکهو متوجه ميشويد که 18 سالتان دارد تمام ميشود و وقت گواهينامه گرفتنتان شده؛ براي اين كار، هفتخوان را بايد بگذرانيد.
اصولا گرفتن گواهينامه رانندگي براي بعضيها آنقدر طولاني و پردردسر ميشود كه به آخر نرسيده ولش ميكنند و ميگذارند براي وقت ديگر.
خوان1
جمعوجور کردن مدارک
از همان روزي که تولد 18 سالگي را گرفتيد، ميتوانيد با اصل شناسنامه عکسدار و يک قطعه عکس 4×3روانه آموزشگاه رانندگي شويد. آقايان محترم بايد کارت سبز يا قرمز يا حداقل برگ اعزام به خدمتشان را همراه داشته باشند. مدرسهايها، حوزهايها و دانشگاهيها هم بايد گواهي اشتغال به تحصيلشان را بگيرند و ببرند.
خوان2
نشستن پشت ميز
2تا 5 ساعت مثل بچههاي خوب مينشينيد سر کلاس و شلوغ بازي هم در نميآوريد، چون هرچه باشد معلم آييننامه، سرهنگ راهنمايي و رانندگي است و شوخي سرش نميشود! کوچکترين مزهپراني ميتواند حداقل يک ماه گرفتن گواهينامه را به تعويق بيندازد.
خوب گوش کنيد که به دردتان ميخورد. روز امتحان فرق توقف ممنوع و ورود ممنوع را- كه تا آن روز نميدانستهايد-نشانتان ميدهند. 2 جلسه از اين 5 جلسه هم آموزش فني خودرو است که ياد ميگيريد توي موتور آب نريزيد و روغن موتور را هر 8هزار کيلومتر يکبار چک کنيد. آخر اين 2 جلسه هم به شيوه بچه مدرسهايها پاي تخته ميرويد و به سؤالهاي معلم جواب ميدهيد.
ادامه مطلب

به جای داشتن یک برنامه ی ذهنی، مُشتی خیال و آرزوی مــبهم، بهتر است که برای پیشرفت و ترقی شخصی، روی اهداف مشخص متمرکز شوید. مشخص کردن اهداف باعث می شود که بتوانید انتخاب های بهتری داشته و به اهداف کـوتاه و بـلنـد مـدت خـود بـرسـیـد و دستـاوردهــای خـود را بسـنجید. در اینجا چـند راه مشخص کردن اهداف را برایتان بازگو نموده و بـشـما بـرای رسیدن به این اهداف راهنمایی هایی ارائه می دهیم.
مشخص کردن فضاهای پیشرفت
مهمترین قدم در پیشرفت و ترقی شخصی، مشخص کردن رابطه ی بین جنبه های مختلف زندگی و جدا کردن جنبه هایی است که نیاز به تغییر و بهبودی دارند. برای این کار نقشه ای در ذهنتان طراحی کنید که توانایی ها و ضعف ها، ارزش ها و آرزوهای شما با توجه به زندگی شخصی، کاری و اجتماعیتان در آن لیست شود.
آیا ارتباطی بین این جنبه ها مشاهده می کنید؟ مثلاً آیا ارزش های اجتماعیتان را جزء اهمیت ملاقات با دوستان لیست می کنید، درحالیکه دستاوردها و پیشرفت هایتان حول و حوش فعالیت های کاری می چرخد؟ یا فعالیت فیزیکی به عنوان یکی از علایق شخصیتان است اما ساعت های طولانی را که سر کار می گذرانید، یکی از توانایی های تخصصیتان لیست می کنید؟
انتخاب هدف ها
وقتی نگاهی به قسمت ها و جوانب مختلف زندگیتان، چه آنهایی که در آنها توانمندید و چه آن قسمت ها که کمبود دارید انداختید، باید دنبال پلی برای اتصال این قسمت ها به هم باشید. برای مثال، ممکن است سفر به دور دنیا یکی از علایق و آرزوهای شخصیتان باشد، اما این آرزو پشت عادت اجتماعی هر شب شما برای بیرون رفتن با دوستان صرف شام در رستوران پنهان شده باشد. به عبارت دیگر، شما برای مسافرت به پول نیاز دارید، اما با این عادت نمی توانید هیچ پولی پس انداز کنید چون همه ی پول خود را به خاطر روابط اجتماعیتان از دست می دهید. در این مورد پلی که علاقه و آرزوی شما را به نقص و کمبودتان متصل می کند، "محدودیت مالی" نامیده می شود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
|
اگر مردها مي توانستند حامله شوند آن وقت سقط جنين ايين مقدسي مي شد ! "فلورانس کندي " زن بدون مرد مثل يک ماهي بدون دوچرخه است ! "گلوريا استاينم " شوهرم گفت به فضاي بيشتري احتياج دارد ، من هم او رابه بيرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل کردم. "رز آني" طبقه بندي مردها از نظر مادر من : مرد خوب برايت هر کاري انجام مي دهد ، مرد بد هر بلايي که بتواند به سرت مي آورد . "مارگارت ات وود" پرسش : وقتي شوهرت با عصبانيت از خانه بيرون مي رود چه کار مي کني ؟ پاسخ : در را پشت سرش مي بتدم ! " آنجلا مارتين " اگر چه مي دانم دوستمa دارد ، امشب غمگينم ، چون نگاهش به شيريني روياهاي من نبود ." سارا تيزديل " مردها با يک بيماري وراثتي متولد مي شوند . روانشناسان در تعريف اين بيماري مي گويند : ترس از اينکه اگر به زني وابسته شوي ، مرد مجردي در جاي ديگري ممکن است از زندگي بيشتر از تو لذت ببرد ! " ديو باري " مردها از صفت " جوان " براي زنهاي زير 18 سال و مردهاي زير 80 سال استفاده مي کنند !!! "نانسي لين دزموند " فکر مي کنيد قبل از اينکه يک مرد اعتراف کندکه گم شده است چند راه ديگر را بايد بالا و پايين برود ؟! "نويسنده ناشناس" تنها 99 درصد مردها هستند که باعث بدنامي 1 درصد باقي مانده مي شوند ! " نويسنده ي ناشناس " او مثل همان خروسي است که خيال مي کند خورشيد براي اين طلوع مي کند که صداي قوقولي قوقوي او را بشنود . "جرج اليوت " ما نقاط مشترک زيادي با هم داشتيم ، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود !!! " شلي وينترز "
وقتي مردي به من مي گويد که مي خواهد همه ي ورق هايش را رو کند هميشه بي اختيار به آستينش نگاه مي کنم !!! " لزلي بليشا " اکثر مردها سه گروه را دوست دارند ولي هيچ وقت آنها را درک نمي کنند : افراد مونث ، دخترها و زنها !!! "نويسنده ي ناشناس " حرفي نيست که زنها کودن هستند، ولي آنها براي اين اين طور آفريده شده اند که بتوانند با مردها برابري کنند! "جرج اليوت" مردها داراي قوه ي بينايي هستند ولي زنها از بينش برخوردارند. " ويکتور هوگو " براي اينکه مردي را واقعا بشناسيد ببينيد که با يک زن ، يک بچه و يک لاستيک پنچر چطور رفتار مي کند . "نويسنده ي ناشناس " وقتي شما نشسته ايد مردها و بچه ها فکر مي کنند حتما منتظريد تا کسي کاري به شما بدهد تا برايش انجام بدهيد!! " سرنا گري " هيچ وقت سوار ماشين مردهاي ناشناس نشويد و فراموش نکنيد که همه ي مردها براي شما ناشناس هستند ." رابين مورگان " |
همه کساني که منو از نزديک ميشناسن ميدونن که يه دوست خيلي خيلي صميمي و يکرنگ دارم که با دنيا عوضش نميکنم..يه دوست سبز سبز..يه گياه زنده ..با طراوت و پر از اميد وشادي و لطافت..
چند روز پيش يه اي-ميل از انوشيروان .يکي از دوستاي خوب گروه روزنه به دستم رسيد..راجع به همين رنگها که زندگي مارو ميسازن ...
به شرطي که اون ها رو ببينين و بهشون توجه کنين...من هميشه دوستي رو سبز ميديدم..ولي حالا دوستي رو سبز و دوستام رو رنگي ميبينم...راستي من چه رنگيم؟؟؟
************ ********* ********* ********* ********* **
دوستان معمولا در رنگ هاي مختلف عرضه ميشن!!!
************ ********* ********* ********* *****
دوستي که رنگش سبز هست... اوني که همه چيز رو
از دريچه مثبت نگاه ميکنه و خوبي هاتو مي بينه..و هميشه بهت
اميد ميده
************ ********* ********* ********* ********* *...
دوستي که رنگش آبي هست ..رنگ دريا و آسمون ..اوني هست
که واسمون صلح و آرامش مي ياره
************ ********* ********* ********* ********* **...
دوستي که رنگش زرد هست ...رنگ خورشيد ..اوني هست که باعث
شادي ما ميشه...و وقتي که ما ناراحتيم .مارو مي خندونه
************ ********* ********* ********* ********* ********* ****...
دوستي که رنگش قرمز هست .اونيه که قوانين و مقررات زندگي رو به ياد ما مياره وبا جملات گرم و پر از محبت اين اميد رو ميده که واسه عوض شدن فرصت هست
************ ********* ********* ********* ********* ******.
ادامه مطلب
به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
ليست احمقانه ترين سوالات IT كه از مشاوران شركت BT انگلستانپرسيده شده به شرح زير است:
1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any keys) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه any را روي كيبوردم پيدا كنم.
2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.
4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟
كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده
6- مشاور: لطفا روي My Computer ، كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض مي كنم من را ببيند؟
8- كاربر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مشاور: دکمه رو فشار بدين
كاربر : فشار دادم ولي در نمي ايد
مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟
كاربر: بله ؛ اما نه ، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام ، هنوز روي ميزمه.
9- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟
ادامه مطلب
وقتي با کسي که عاشقشي روبرو ميشي.. قلبت تندتر ميزنه
ولي وقتي با کسي که دوستش داري روبرو ميشي فقط خوشحال ميشي..
************ ********* ********* ********* *****
وقتي با کسي که عاشقشي... هستي زمستون پيش چشمات مث بهاره
ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..زمستون فقط زيباست ..همين
************ ********* ********* ********* ********* *
اگه تو چشماي کسي که عاشقشي نيگاه کني خجالت ميکشي و صورتت سرخ ميشه
ولي اگه تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني لبخند ميزني
************ ********* ********* ********* ********* *
وقتي با کسي که عاشقشي هستي نميتوني هر چي تو دلت هست به زبون بياري..
ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..اين کارو ميتوني بکني...
************ ********* ********* ********* ********* ***
وقتي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و خجالت ميکشي
ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي... تو خودت هستي و هر کاري دوست داري ميکني.
************ ********* ********* ********* ********* ****
تو نميتوني به طور مستقيم تو چشماي اوني که عاشقشي نيگاه کني
ولي تو ميتوني هميشه با لبخند و مستقيم تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني
************ ********* ********* ********* ********* *
وقتي کسي که عاشقشي گريه ميکنه تو هم به همراه او اشک ميريزي
ولي وقتي کسي که دوستش داري گريه ميکنه تو فقط تسکينش ميدي...
************ ********* ********* ********* ********* ******

احساس عاشق بودن از چشم شروع ميشه ..
ولي دوست داشتن از گوش
ميدوني چه جوري؟؟
وقتي تو ميخواي کسي رو که دوست داشتي ديگه دوست نداشته باشي کافيه ديگه گوشات رو بگيري و به حرفاش گوش ندي و اهميتي ندي و فراموشش کني
ولي وقتي ميخواي کسي رو که عاشقشي فراموش کني..چشمات رو ميبندي ولي عشق به صورت قطره اي اشک از چشمات مياد پايين...و مي ريزه روي قلبت و اون جا ميمونه
تا ابد.... .. ..
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
پزشك اخمو شربت تلخ تجويز ميكند
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
تاريكي چشم ديدن خودش را ندارد
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
زمين ميخواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
همه از مرگ ميترسن من از رفيق نامرد
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد
............ ......... ......... ......... ......... ......... ...
تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند
چه طـعـمي از بسـتـنـي را دوسـت داريــد؟
جالب است بدانيد که ارتباط مستقيمي بين ويژگي هاي شخصيتي شـمـا با طعم بستني دلخواهتان وجود دارد. در حقيقت ايـن تست خودشناسي بر پايه ي تحقيقات يک شرکت امـريکـايـي تولـيد کننده ي بستني به نام "اديس گراند" شـکـل گـرفـتـه اسـت. پـس از مـدتـي تـيـــم محققان به سـرپـرسـتي دکـتر آلـن.آر.هيـــرش (رئيس بخش عصب شناسي موسسه تحقيقاتي بويايي چشايي شيکاگو) مـوفق شدند که به ارتباط بين شخصيت افراد و طعم بستني مورد علاقه آنها پي ببرند. نتايج اين بررسي هادر حال حاضر پيش روي شماست. پس بدون معطلي ازبيـن بسـتـني هـاي زيــر طعم موردعلاقه تان را انتخابکنيد تا به نتايج جالبي درباره ويژگي هاي شخصيت خود برسيد. بفرماييد بستني!
بستني وانيلي ـ بستني شکلاتي ـ بستني گردويي -بستني موزي ـ بستني توت فرنگي
بستني وانيلي
اگر بستني وانيلي دوست داريد، فردي شاد و پرهيجان هستيد که از روي انگيزه آني و بدون فکر قبلي عمل مي کنيد. در زندگي خطرات زيادي را مي پذيريد و اهداف بزرگي در سر داريد. انتظار شما از خودتان بسيار زياد است و از ارتباط با اقوام نزديک خود لذت مي بريد. به طور کلي شخصي خونگرم، پرتلاش، آرمانگرا، بااحساس و درمواردي درونگرا هستيد.
بستني شکلاتي
اگر بستني شکلاتي را مي پسنديد، فردي سرزنده و بانشاط، خلاق، خوش لباس، برون گرا و فريبنده هستيد. زندگي شما سرشار از شور و هيجان است و به سادگي روي ديگران تاثير مي گذاريد. به طور کلي طرفداران اين بستني از اينکه در مرکز توجه ديگران باشند، لذت مي برند و گرفتار شدن در روال عادي زندگي برايشان کسالت آور است.
بستني گردويي
اگر به بستني گردويي علاقه منديد، شخصي منظم، بادقت و کمال گرا هستيد که به جزئيات بسيار اهميت مي دهيد. در مسائل مالي محافظه کاريد و اطرافيانتان شما را فردي باوجدان و وظيفه شناس مي پندارند. علاوه بر اين، پر جنب و جوش و پرتکاپوئيد و در ورزش ها اغلب در پست مهاجم ظاهر مي شويد تا گوي سبقت را از ديگران برباييد.
ستني موزي
اگر طعم موزي را دوست داريد، شخص راحتي هستيد که مسائل را ساده در نظر مي گيريد. سخاوتمنديد و در فعاليت هايتان متعادل عمل مي کنيد. صداقت در شخصيت شما ديده مي شود و در عين حال دلسوز و مهربانيد.
بستني توت فرنگي
اگر بستني توت فرنگي را انتخاب مي کنيد، فردي خجالتي هستيد. با اينحال احساسات نيرومندي داريد. شکاک، مستبد، خودراي، و درون گراييد که به نکات جزئي و ظريف بسيار توجه مي کنيد. در قبال بسياري از مسائل به راحتي خودتان را مقصر مي دانيد و درمواردي بداخلاق و بدبين مي شويد. ازجمله ابعاد ديگر شخصيت شما اين است که اعتماد به نفس کمي داريد.
قربون اون فهم و كمالاتتون
گردنتون پيش كسي خمنشه
از سربنده، سايهتون كمنشه
راز و نياز و بندگيتون درست
حساب كتاب زندگيتون درست
بنده ميشم غلام دربستتون
پيش كسي دراز نشه دستتون
از لبتون خنده فراري نشه
خدا نكرده، اشكي جاري نشه
باز، يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز
راست و حسينيش، نميدونم چرا
بيني و بينيش، نميدونم چرا
خلافامون از سراختلاف نيست
خلاف خلافه، توش خطا خلاف نيست
فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نميدن، مثل قديما، دوستا
شاپركها به نيش مجهز شدن
غريب گزا هم آشناگز شدن
تنگ غروب، كه شهر پرشد از ?رپ
ما مونديم و يه كوچه علي چپ
خورشيده مينشست كه ما پاشديم
رفتيم و گم شديم و پيدا شديم
رفتيم و چرخي دور ميدون زديم
ماه كه در اومد، به بيابون زديم
آخ كه بيابون چه شبايي داره
شب تو بيابون چه صفايي داره
شب تو بيابون خدا بساط كن
اون جا بشين با خودت اختلاط كن
دل كه نلرزه، جز يه مشت گل نيست
دلي كه توش غصه نباشه، دل نيست
اين در و اون در زدناش قشنگه
به سيم آخر زدناش قشنگه
دلم گرفته بود وغصه داشتم
منم براش سنگ تموم گذاشتم
نصفه شبي،به كوه تكيه كردم
نشستم و تا صبح گريه كردم
سجل و مدرك نميخواد كه گريه
دستك و دنبك نميخواد كه گريه
ادامه مطلب
A
A1: a1@a1-online.com
Ace of Base: AceofBase@arista.com
Aqua: aqua@aqua.dk
Ben Affleck: Ben@affleck.com
Christina Aguilera: fanmail@christinamail.com
Alan Alda: alda@pbs.org
Alice In Chains: AICFC@speakeasy.org
Kevin J. Anderson: Kevreb@aol.com
Pamela Anderson: Pamela@pamelaandersonlee.com
Brittany Andrews: brittanyandrews1@aol.com
Kurt Angle: kurt@kurtanglewwf.com
Ed Asner: 72726.357@compuserve.com
B
Backstreet Boys: feedback@backstreetboys.com
Barenaked Ladies: BarenakedLadies@wbr.com
Jeff Beck: JeffBeck@arista.com
Bob Barker: price@www.cbs.com
Beautiful South: beautifulsouth@beautifulsouth.co.uk
Beavis: beavis@mtv.com
Black Crowes Tbctaller@aol.com
Blink 182: mark@loserkids.com
Bloodhound Gang: lupus@bloodhoundgang.com
Blue Oyster Cult: BOCfanclub@aol.com
Bon Jovi: bonjovi@polygram.com
Boston: bandmail@boston.org
David Bowie: David@davidbowie.com
Boyzone: boyzone@boyzone.co.uk
Sandra Bullock: SandyB@aol.com
George W. Bush: president@whitehouse.gov
Butthead: butthead@mtv.com
C
Bruce Campbell: bcquestions@bccentral.com
Cardigans: cardigans@cardigans.net
Drew Carey: DrewCShow@aol.com
Keith Carradine: keith@keithcarradine.com
Aaron Carter: aaron@aaroncarter.com
Ray Charles Raysrae@aol.com
Cher: cher@cher.com
Eric Clapton: EricClapton@wbr.com
George Clooney: GClooney@aol.com
Joe Cocker: celbmrch@ni.net
Sean "Puffy" Coombes: puffy@badboyonline.com
Alice Cooper: renfieldac@earthlink.net
Counting Crows: info@countingcrows.com
Yvonne Craig: batgirl@yvonnecraig.com
The Cranberries: Cranfans@aol.com
Crash Test Dummies: CrashTestDummies@arista.com
Wes Craven: Insomnia37@aol.com
Sheryl Crow: sherylcrow@igamail.com
The Cure: thecure@thecure.com
Tony Curtis: tony.curtis@tonycurtis.com
D
Carson Daly: carson@carsondaly.com
Rodney Dangerfield: Rodney@rodney.com
Daphne and Celeste: dandc@daphneandceleste.com
Dave Matthews Band: dmband@redlt.com
Bruce Davison: bruce@allmediapr.com
Benicio Del Toro: feedback@beniciodeltoro.com
Destiny's Child: destinyschild@destinyschild.com
Neil Diamond: fondclub@aol.com
Cameron Diaz: cameron_diaz@hotmail.com
Leonardo DiCaprio: ICaprio0@aol.com
Depeche Mode: depechemode@depechemode.com
Doobie Brothers: Doobies@doobiebrothers.com
Kirsten Dunst: kirsten@kirsten-dunst.com
Bob Dylan: Bob@bobdylan.com
E
Eagle Eye Cherry: eagle-eye@eagleeyecherry.com
Eiffel 65: Eiffel65@umusic.com
Eminem: eminem@eminem.com
Eurythmics: Eurythmics@arista.com
F
Faithless: Faithless@arista.com
Filter: Filter@wbr.com
Five: 5ive@5ive.co.uk
Flaming Lips: FlamingLips@wbr.com
Michael J. Fox: Michael@michaeljfox.com
Vivicia A. Fox: vivicia@viviciafox.com
Aretha Franklin: ArethaFranklin@arista.com
Frasier cast: frasier@nbc.com
Friends cast: friends@nbc.com
ادامه مطلب
فردی از پروردگار در خواست کرد
تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد
خداوند پذيرفت
او را وارد اتاقی نمود
که جمعی از مردم در اطراف ديگ بزرگ غذا نشسته بودند
همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند
هر کدام قاشقی داشت که به ديگ می رسيد
ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود
به طوری که نمی توانستند
قاشق را به دهانشان برسانند
عذاب آنها وحشتناک بود !
آنگاه خداوند گفت :
اکنون بهشت را به تو نشان می دهم
او به اتاق ديگری که درست مانند اولی بود وارد شد
ديگ غذا ...
جمعی از مردم ...
همان قاشقهای دسته بلند ...
ولی در آنجا همه شاد و سير بودند
آن مرد گفت : نمی فهمم !!!
چرا مردم اينجا شادند
در حالی که در اتاق ديگر بد بختند؟
با آنکه همه چيزشان يکسان است؟
خداوند تبسمی کرد و گفت :
خيلی ساده است
در اينجا آنها ياد گرفته اند که
يکديگر را تغذيه کنند
هر کسی با قاشقش غذا در دهان ديگری می گذارد
چون ايمان دارد که
کسی هست که در دهانش غذايی بگذارد
تغذیه سالم ارتباط مستقیمی با رعایت تعادل در مصرف مواد غذایی دارد. این امر بدان معناست که در طول روز باید از غذاهایی مختلفی استفاده شود که در این میان میتوان به مصرف مواد نشاسته دارد و حداقل 5 وعده میوه و سبزی اشاره کرد.
مقداری ماهی، گوشت و سایر مواد جایگزین، شیر، کره، پنیر و سایر فراورده های لبنی، مصرف گاه گاه مواد غذایی که دارای چربی بالایی هستند (به ویزه چربی های اشباع نشده)، نوشیدنی ها و غذاهایی که دارای شکر فراوانی هستند، و همچنین مواد غذایی پر نمک در این میان گزینه های متنوعی هستند که باید در رژیم غذایی یک فرد سالم گنجانده شوند.
در این مقاله قصد داریم تا شما را با تاثیرات مصرف مواد غذایی مختلف آشنا کنیم. به خواندن ادامه دهید تا اطلاعات مفیدی در این زمینه بدست آورید.
مواد نشاسته دار
این نوع غذاها شامل مقادیر زیادی کربوهیدرات هستند. همانطور که می دانید کربوهیدرات ها منبع بسیار خوبی برای تامین انرژی به شمار می روند. از جمله مواد غذایی که در این گروه جای می گیرند میتوان به موارد زیر اشاره کرد: نان، سیب زمینی، غلات مثل: برنج، پاستا، و نهایتاً بلغور. مواد غذایی نشاسته دار شامل پروتئین، مواد معدنی، ویتامین و فیبر نیز هستند.
فیبر به هضم مواد غذایی کمک می کند، همچنین از بروز برخی از بیماری های روده ای نظیر یبوست نیز جلوگیری می کند. اغلب مردم به میزان کافی از مواد غذایی فیبردار استفاده نمی کنند. به طور کلی می توان گفت که مردم تنها 3/2 از فیبر مورد نیاز بدن خود را مصرف می کنند.
از بهترین نمونه های مواد غذایی در این گروه می توان به نان و برنج اشاره کرد چرا که نه تنها حاوی مقادیری زیادی فیبر هستند بلکه از بروز بیماری های قلبی و سکته نیز جلوگیری می کنند.
بنابراین بهتر است از این به بعد میزان مصرف غذاهای نشاسته دار را افزایش دهیم.
میوه و سبزیجات
حتماً همه شما به خوبی می دانید که حداقل روزی 5 بار باید از میوه ها و سبزی های مختلف در رژیم غذایی خود استفاده کنید.
اما آیا می دانستید که:
منظور از مصرف میوه و سبزی انواع تازه، یخ زده، آبگیری شده، کنسرو، و خشک شده را نیز در بر می گیرد.
منظور از یک وعده میوه و سبزی 80 گرم اندازه گیری می شود، که در نهایت می توان اظهار داشت که هر فرد در طول روز باید در حدود 400 گرم میوه و سبزی مصرف نماید.
سیب زمینی در این میان جزء گروه میوه و سبزی قرار نمی گیرد چراکه در گروه غذاهای نشاسته دار طبقه بندی شده است.
آب میوه تنها به عنوان یک وعده محسوب می شود و افزایش میزان آن به عنوان یک وعده دیگر به حساب نمی آید.
از حبوبات نیز حداکثر بیش از یک مرتبه نمی توان استفاده کرد.
اما دلیل استفاده این همه میوه و سبزی در رژیم غذایی چیست؟ تحقیقات بسیار زیادی در این زمنیه انجام شده که بیشتر آنها حاکی از این امر هستند که مصرف زیاد میوه و سبزی احتمال بروز بیماریهای قلبی، سرطان، و تعداد بیشماری از بیماری های دیگر را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد.
میوه ها و سبزی ها سرشار از ویتامین، مواد معدنی، فیبر و کربوهیدرات -به شکل شکر- هستند.
ادامه مطلب
اعتبارتان را خودتان ميسازيد!
آیا کسی از شما هست که فردی را سراغ داشته باشد که همه از او به خوبی یاد میکنند و وقتی صحبت از او به میان می آید می گویید: "آدم خوبی است"؟ حتماً سراغ دارید. این فرد همان شخصی است که به میهمانی ها دعوتش می کنید، دوست دارید دامادتان شود، و همه ی این ها به این دلیل است که او فرد خوشنامی است. بله، داشتن آبرو و اعتبار نیک همه ی کارها را ساده تر می کند.
جمع کردن آبرو زمان می برد
بله، شهرت و اعتبار خوب داشتن نیازمند زمان است. آبرو چیزی نیست که یک شبه به دست آید. پایه و اساس خوش نامی عمل کردن است. افراد زیادی همه وقت خود را صرف حرف زدن بیهوده می کنند. اما اگر دهانمان را ببندیم و بیشتر عمل کنیم موفق تر خواهیم بود. شهرت و نیکنامی وقتی به دست می آید که درست و بجا حرف بزنیم و به حرف هایمان عمل کنیم.
حال ممکن است بپرسید چه اعمالی برایتان آبرو و اعتبار می آورد. شما باید کارهایی را انجام دهید که تاثیر مثبت روی دیگران بگذارد. از کمک کردن به بردن بارهای پیرزن همسایه در زمان کودکی تا ماندن پیش دوست بیمارتان و پرستاری از او در بزرگسالی. البته لازم نیست که حتماً کارهایی بزرگ انجام دهید، انجام پیوسته ی کارهای خوب هرچند هم کوچک به شما در این زمینه کمک می کند.
بدنامی آسان به دست می آید
فرض کنید شما فردی هستید که خیلی وقت است برای به دست آوردن آبرو و اعتبار زحمت می کشید. کار می کنید و 20 سال بهترین قیمت ها را به مشتریانتان داده اید. همه چیز عالی پیش می رود. در واقع شما به داشتن بهترین بخش تولیدی در کل ناحیه زبانزد هستید. تا زمانی که همه ی عمده فروشان را مجبور می کنید که قیمت بهتری ارائه دهند درحالیکه محصولتان هم دیگر به خوبی گذشته نیست.
اما سودتان بالا است و شما خوشحال هستید. مشتریان پیوسته شکایت دارند، اما شما گوش نمی دهید. تنها چیزی که متوجه می شوید این است که در تجارت غرق شده اید و چهره های آشنای سابق را دیگر نمی بینید. چه اتفاقی افتاده است؟ شما دیگر آن فرد سابق نیستید. به عبارت دیگر از مسیر اصلیتان منحرف شده اید. و چند وقتی می شود که دیگر اعتبار و خوشنامی سابق را از دست داده اید.
بدنامی چطور به دست می آید؟
آبرو و اعتبار به آسانی از دست می رود. با چند نفر تا بحال برخورد کرده اید که پس از سالها آبروداری، یکدفعه با یک اشتباه همه را به باد داده باشد؟ حرف من این است، ممکن است یک عمر طول بکشد تا بتوان آبرو جمع کرد، اما فقط یک اشتباه کافی است تا آن ابرو و خوشنامی را نابود کند.
مردم به شما بر چسب می زنند
چیزی که باید در مورد اعتبار و آبرو بدانید این است که وقتی شروع به جمع کردن اعتبار و آبرو می کنید، چه خوش نام باشید و چه بدنام دیگران به شما نمره می دهند. اگر فرد خوشنامی باشید، می توانید با انجام کارهای بد، آن را به آسانی از دست بدهید. مردم ممکن است فکر کنند که از مسیرتان منحرف شده یا اشتباه کرده اید و تصور خواهند کرد که موقتی بوده است.
اما مشکل زمانی است که این اشتباه یا کار بد زود اتفاق بیفتد. و بعد از آن اشتباه هر چقدر هم که کارهای خوب بکنید دیگر کسی نظر خوبی در موردتان نخواهد داشت.
اعتبار بد، تجارت بد
آبرو و اعتبار بد نه تنها روی زندگی خصوصی شما تاثیر منفی می گذارد، بلکه کار و کسب شما را نیز خراب می کند. مردم معمولاً با کسانی وارد تجارت و کار می شوند که اعتبار و نامی نیک داشته باشند. فرقی نمی کند که شغلتان چه باشد، هر چه که باشد برای رابطه با افراد نیازمند داشتن اعتبار هستید.
اخبار زود منتقل می شوند
یادتان باشد، بدنامی خیلی زود همه جا پخش می شود. مردم خیلی زود بعد از شنیدن یک خبر به دیگران برچسب می زنند. پس خودتان را گول نزنید و تصور نکنید که اشتباهات و خطاهایتان را کسی نخواهد فهمید چون ماه هیچوقت پشت ابر نمی ماند و همه چیز خیلی زود برملا خواهد شد.
آزمایش ضمانت
راهی آسان برای اندازه گرفتن میزان اعتبار و آبروی افراد، آزمایش ضمانت است. به این صورت است که: اگر باید کسی را ضمانت کنید، آیا این کار را بدون بررسی و بی احتیاط انجام می دهید؟ برای مثال، دوستان نزدیکمان کسانی هستند که ما بلافاصله به آنها رای اعتماد و درستی داده و تضمینشان می کنیم. اگر شما نمی توانید کسی را تضمین کنید، به این معنا است که زیاد به او اعتماد و اطمینان ندارید. و این به این معنی است که اعتبار او به نظر شما کمی مشکل دار است.
خط آخر
سعی کنید از جوانی در پی جمع کردن اعتبار و آبرو باشید. اگر خطایی مرتکب شدید، تاجایی که می توانید آن را از دیگران پوشیده نگاه دارید. هرچه مردم کمتر درمورد آن بدانند، کمتر در آینده اذیت خواهید شد .
دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نيست ولي حرفي که از ته دل باشه مي تونه آدم بزرگي بسازه
----------------------------------------------------------------------------------------
سخاوت در زياد دادن نيست بموقع دادن است
----------------------------------------------------------------------------------------
خوب گوش کردن را بياموز فرصتها گاه آهسته در ميزنند
----------------------------------------------------------------------------------------
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن!
----------------------------------------------------------------------------------------
براي دشمنانت، کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را هم بسوزاند!
----------------------------------------------------------------------------------------
نمي توانم فرمول موفقيت را به شما بدهم اما ميتوانم فرمول شكست را برايتان بنويسم:بكوشيد همه را راضي كند
----------------------------------------------------------------------------------------
چيزهايي كه در اين دنيا بيش از همه اهميت دارند ، آن هايي هستند كه برچسب قيمت ندارند ، زيرا آن ها با هيچ قيمتي نه قابل خريداري هستند و نه قابل فروش
----------------------------------------------------------------------------------------
مرا ديوانه مي شمارند چراكه روزهايم را به دينارهايشان نمي فروشم
من نيز آنان را ديوانه مي شمارم چرا كه مي پندارند روزهايم با دينارها خريدنيست
----------------------------------------------------------------------------------------
تخته سياهي بر ديوار کلاس
همگي به صف ايستاده بودند. تا از آنها پرسيده شود . نوبت به او رسيد. از او پرسيدند : دوست داري روي زمين چه کاره باشي؟ گفت : ميخواهم به ديگران ياد بدهم. پذيرفته شد. چشمانش را بست. باز کرد. ديد به شکل درختي در يک جنگل بزرگ در آمده است. با خود گفت : حتما اشتباهي رخ داده . من که اين را نخواسته بودم. سالها گذشت. روزي داغي اره را روي کمر خود حس کرد. با خود گفت : و اين چنين عمر به پايان رسيد و من بهره خود را از زندگي نگرفتم. با فريادي غمبار سقوط کرد. با صدايي غريب که از روي تنش بلند مي شد ، به هوش آمد. حالا تخته سياهي بر ديوار کلاسي شده بود.
----------------------------------------------------------------------------------------
اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که ميافتي در آغوشم بگيرمت
----------------------------------------------------------------------------------------
پیراهن مشکی من از غم نیست///اس ام اس های نداده من کم نیست
من واسه خودم یه قانونی دارم//////توی قانون من هرکی که واسم اس ام اس نذاره ادم نیست
----------------------------------------------------------------------------------------
پسر جواب داد : نه ! پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني؟ گفت :نه ! سپس پرسيد : اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد : نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت : تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ... گريه نمي کنم .. مي ميرم
----------------------------------------------------------------------------------------
اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خطهاي تلفن/تالارهاي گفتگو و اي ميل ها اشغال ميشه ..پر ميشه از (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش))! يا (( تو را عاشقانه مي پرستم ))))مراقب خودت باش)) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم))پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي نباشد
----------------------------------------------------------------------------------------
از خدا خواستمت..نه از خودت.. اگه يه روزي ترو ازم بگيره هيچي نميتونم بگم چون خودش ترو داد و خودشم گرفته.. اگه يه روزي نشه که ديگه باتو باشم .. ميام اينجا فقط مينويسم: خدا نخواست ما باهم باشيم... ولي بدون اون روز روز مرگ عشق منه
----------------------------------------------------------------------------------------
کهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم .....کفشاي پاره ميخريم .... اسباب کهنه ميخريم ..... بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟

سال نو مبارک
سال نو هم داره میاد باید همه چی نو بشه... همه چی از نو متولد می شه شورو شادی و طراوت و زیبایی همه جا موج میزنه همه با فرا رسیدن سال نو خوشحالن وسعی می کنند همه چی را نو و تمیز کنند .
ای کاش میشد یکمی وقت کنیم و حال و هوای دلمونا هم نو کنیم وشروع به خونه تکونی دلامون کنیم وهرچی کینه هست و هرچی. چیزای کهنست دور بریزیم و بادلی نو و تمیز به استقبال سال جدید بریم
اره حالاوقتشه با نو شدن طبیعت صداقت وپاکی را به دلمون دعوت کنیم و هرچی دروغ و دورویه از دلمون بیرون کنیم یادمون باشه که حسابی دلمونا تمیز کنیم تا صداقت و مهربانی مهمان دلمون بشه ماکه قشنگی را دوست داریم از هرچیز زیباست خوشمون میاد چرا فقط به زیبایی های ظاهری اهمیت میدیم؟
زیبایی های مهمتری هم هست که یادمون میره به اون هم بها بدیم درسته که تو دنیای مادی زندگی میکنیم و انسان زیباترین موجود خداوند هست ولی این انسان وقتی زیباست که دلش قشنگ باشه وقتی زیباست که مهربان باشه کمی خود خواهی را کنار بزاره اینقدر غرق دنیا نشه زندگی وقتی قشنگه که بادلی پاک همه را دوست داشته باشیم این دنیا گذراست یه روزی باید همه چی را بزاریم بریم. چرا چیزای که بدردمون نمی خوره را فقط جمع میکنیم ؟ یکمی هم باید بفکر توشه راهمون باشیم اگه وقت کردیم یه بقچه مهربانی صداقت محبت توشه راهمون کنیم اینا هستن که توراه دستمونا میگیرن و مارا به خدا میرسونند...
نو بهار است برآن کوش که خوش دل باشی که بسی گل بدمد و تودر دل گل باشی
من نگویم با که نشین و باکه بنوش که خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
در بهار هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که زحال همه غافل باشی
به نام خدا و با سلام
بدين وسيله رسمًا از بزرگسالي استعفاء مي دهم و مسئوليت هاي يك كودك 8 ساله را قبول مي كنم .
مي خواهم به يك ساندويچ فروشي بروم و فكر كنم كه اينجا يك رستوران 5 ستاره است .
مي خواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است ، چونكه مي توانم آن را بخورم .
مي خواهم درون يك چاله آب بازي كنم و بادبادك خودم را در هوا پرواز دهم .
مي خواهم به گذشته برگردم ، وقتي همه چيز ساده بود ، وقتي داشتم رنگ ها را ، جدول ضرب را و شعر هاي كودكانه را ياد مي گرفتم ، وقتي نمي دانستم كه چه چيزهايي نمي دانم و هيچ اهميتي هم نمي دادم .
مي خواهم فكر كنم كه دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند .
مي خواهم ايمان داشته باشم كه هر چيزي ممكن است و مي خواهم كه از پيچيدگي دنيا بي خبر باشم .
مي خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود بر گردم . نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي از مدارك اداري ، خبر هاي ناراحت كننده صورتحساب ، جريمه و ...
مي خواهم به نيروي لبخند ايمان داشته باشم ، به يك كلمه محبت آميز ، به عدالت به صلح ، به فرشتگان ، به باران ، به ...
اين دسته چك من ،كليد ماشين ، كارت اعتياري و بقيه مدارك ، مال شما .
من رسما از بزرگسالي استعفاء مي دهم .
نظر شما چيست ؟؟؟
اي بهترين همراه من بيا تا بودن را آنطور كه مي خواهيم تجربه نماييم .
شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این بن لادن میذاره؟!
یکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ،6893 اعدامی،9872 تزریقی، 44596 ایدزی، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم عوضی وقت نشناس از دست دادم.... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!
دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه .
سه شنبه:
مادره بادوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم،اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم،اما دیدم مادره داره یه جوری نگام میکنه.اومدم دست خودشم بگیرم،اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت.به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم.اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!
چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم،اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحاشی بد بد میده.اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم:اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!
پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیده بیفته.با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه.با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود.
جمعه:
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله!!!!!
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه .بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند.وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن فراضه شده بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه .آه چه جالب شما مرد هستید... ببینید چه بروز ماشینامون اومده !همه چیز داغان شده ولی ما سالم هستیم .این باید نشانه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی را با صلح و صفا آغاز کنیم ! مرد با هیجان پاسخ میگه:"بله کاملا" با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشه !"بعد اون زن ادامه می دهد و می گه :"ببین یک معجزه دیگه. ماشین من کاملا" داغان شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنا" خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم !بعد زن بطری رو به مرد میده .مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشد.بعد بطری رو برمی گرداند به زن .زن درب بطری را می بندد و شیشه رو برمی گردونه به مرد.مرده می گه شما نمی نوشید؟! زن در جواب می گه : نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم
گفتم: لعنت بر شيطان
لبخند زد.
پرسيدم: چرا مي خندي؟
پاسخ داد: از حماقت تو خنده ام مي گيرد
پرسيدم: مگر چه كرده ام؟
گفت: مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام
با تعجب پرسيدم: پس چرا زمين مي خورم؟!
جواب داد: نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.
پرسيدم: پس تو چه كاره اي؟
پاسخ داد: هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز. در ضمن اين قدر مرا لعنت نكن!
گفتم: پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام كنم؟
در حاليكه دور مي شد گفت: من پيامبر نيستم جوان ...!
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد
هـر چه بيشتر با شخصي ارتباط داشته باشيد آن شخص بيشتر شما را دوست خواهد داشت. اين را ديويد ليدمن متخصص رفتار انسانها بيان مي كند. در واقع حق با اوسـت.
چندين مطالعه ديگر نشان داده كـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مكرر با هر محرك خاص ما را نسبت به آن محرك علاقه مند تر مي گرداند. (تنها زماني اين نظريه صدق نمي كنـد كـه واكنش اوليه ما به آن محرك منفي باشد). بنابراين در ابتداي آشنايي از آنكه كناره گيـر، گريزان و غير قابل دسترس باشيد، پرهيز كنيد. در عوض به دنبـال بهانه هاي فراوان براي آنكه وقت خود را با وي بگذرانيد باشيد.
اكنون حواستان را كاملا جمع كنيد چون اين مرحله زيركانه بوده و احتياج به مهارت دارد. درست زماني كه مطمئن شديد كه او را مجذوب خود كرده و محبوب گشته ايد به تدريج معاشرت خود را كاهش داده و كمتر در دسترس قرار گيريد و اين كـار را تـا زماني كـه وي ديگر شما را ديگر ملاقات نكرده و نبينـد ادامه دهيد.
شـما هم اكنون "قانون كمـيابي" را بطور مؤثر بكار گمارديد. همه ما واقف هستيم كه: مردم خـواهـان چيزهايي هستـند كه نميتوانند داشته باشند. و هميشه در دسترس بودن شـما سبب كاهـش ارزش و شـان شما مي گردد. براي مثال هـرگـاه پـايتان را از در خانه بيرون بگذاريد و با توده عظيمي از الماس بروي زمين روبرو گرديد، كم كم برايتان عادي شده و ديگر آنها را بچشم سنگهاي گرانبها و ارزشمند نخواهيد نگريست.
اين قانون كميابي است كه سبب ميشـود بـيشتر طالب آنها گرديد. با آنان باشيد و سپس كمياب گرديد و مشاهده خواهيد كرد محبوب تر مي شويد.
ما مرتبا در مورد مسايلي چون شور و اشتياق، جـاذبـه جـنـسـي و عـشـق صحبت به ميان مياوريم اما به "شباهت ها" اشاره اي نميكنيم . بـايـد آگـاه باشيم افراد با خصوصيات متضاد در بلـنـد مـدت جـذب يـكديـگر نـمي شوند. ما همواره در جستجوي شباهتها ميان خود و شريك زندگيمان مي بـاشيم.
اغـلب ما بـا گـشـتـن و مـعـاشرت با دوستاني كه مورد علاقه امان نمي باشند ترس داريـم پس چـرا با مـعشـوق خود چنين كنيم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن كسي بسيار مهم تر از آن است كه ما عاشق آن فرد باشيم. تنـها شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي ما نيست كه حائز اهميت ميباشد. هرگاه شما با فردي كـه از لـحاظ ظاهـر شبـيـه شـما باشد آشنا گرديد، احتمال آنكه وي شيفته و دلباخته شما گردد 4 برابر بيشتر ميباشد.
ادامه مطلب
حرف حق را بپذیر و کاری به گوینده آن نداشته نباش. مثلا اگر بوی دود را حس کنی و طوطی ات فریاد بزند که : خانه آتش گرفت! ، آیا به مهمان هایت خواهی گفت: این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟ عقاید را با حقایق اشتباه نکن. حقیقت مانند دانه ی بادام است، و عقاید پوسته ی آن دانه ی بادام هستند. اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی، باید پوسته را بکنی تا دانه را ببینی. قبل از انجام هر کارمهمی، اول ببین چه احساسی نسبت به انجام آن داری. آیا آن کار را مهم میدانی؟ آیا واقعی به نظرت میرسد؟ آیا به دیگران کمک می کند؟ هنگام غلیان احساسا ت، هیچ تصمیم مهمی نگیر. در این صورت اشتباه خواهی کرد. اول درونت را آرام کن. ذهن مانند یک دریاچه است.هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است. دریاچه هنگامی نور را منعکس می کند، که آرام باشد. هنگام مواجه با مشکل، یادت باشد که حتما راه حلی وجود دارد، زیرا هر چیز با جفتش به وجود می آید. بعد از هر سقوطی صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد. ذهنت را روی راه حلها متمرکز کن. برای بیرون آمدن از یک اتاق باید در را پیدا کنی، نه این که به دیوارها فکر کنی. همواره از نعمت هایی که زندگی به تو بخشیده است، شاد باش و به خاطر آنچه نداری، گله مند نباش. ساختمان با سنگ هایی ساخته می شود که در دسترس اند، نه با سنگ های حیاط خانه ی دیگران. سعی کن مثل ماشین خرابی که خاموش نمی شود، دائما در حال عذر خواهی نباشی. با این کار توجه یگران را به اشتباها تت جلب خواهی کرد. تلاش کن که بهترین را انجام دهی. آن گاه لبخند بزن و حرکت کن. تنها خداوند کامل است. هر کار خیری را که در این دنیا انجام می دهی، بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد، به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید، اگر خوب نقاشی کنی، دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد، ضمن آن که در حین کار تجربه ات بیش تر خواهد شد. برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر. برای تفکر از درونت راهنمایی بجو، زیرا درک و آگاهی باید دریافت کنی و نمی توانی خودت خلق کنی. زمین هنگامی گرم می شود که به سمت خورشید متمایل باشد. هر چیزی را که راست و درست باشد، به نفع تو دیگران خواهد بود. خداوند بهتر از هر کس می داند که چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد. آیا یک گیاه می فهمد که باد گیاه را تقویت می کند، یا باران های ملال آور باعث رشد گل های زیبا می شود؟ هرگز مغرور نشو، زیرا غرور میکروبی کشنده است. غرور به تدریج عقل را زایل می کند و باعث می شود هیچ کاری را به درستی انجام ندهی. مشکلات ما را قوی و به سمت پیروزیهای بزرگ تر هدایت می کند. کوهنوردی آسان نیست، اما منظره ای هم که از قله ی کوه دیده می شود، بسیار زیباست. اراده ات را قوی کن. خود را وارد به انجام کارهایی کن که برایت مشکلند. سپس آنها را با جدیت انجام بده. بعد از مدتی خواهی دید که اراده ات مانند گرزی فولادی سخت و درخشان شده است. با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن. شیشه های رنگی کلیسا، هنگام عبور نور از آنها بسیار زیبا می شوند. کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی، شفاف و زیبا خواهند شد. هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند؟ بلکه بپرس چگونه می توانم آن را درست و به بهترین وجه انجام دهم؟ این را بدان که همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است. بدون احساس وجود این حقایق، کریستیف کلمب هرگز به آمریکا نمی رسید و گراهام بل هرگز تلفن را اختراع نمی کرد. هر کاری را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژی ات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می کند، روی موانع تمرکز دهی، هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت. امروز را آغازی تازه بدان. چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر می کنی؟ زندگی رودخانه ای است که مدام به سمت آینده در جریان است. هیچ قطره ای از آن دو بار از زیر یک پل رد نمی شود. کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه. افکار و رویا هایت را بسط بده. هنگامی که در بیرون چمنزاری پهناور است که از هر سو تا افق ادامه دارد، چرا خود را در آغل حبس کنی. نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت در آیند.سعی کن هرگز درجا نزنی. هر روز از زاویه ای تازه به کارها نگاه کن. زندگی یک صحنه ی پر ماجراست. به اطرافت نگاه کن: نشانه های زیادی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می کنند. مهم ترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری. وجود رنگ های تیره در یک تابلوی نقاشی، نشانه ی افسردگی نقاش آن تابلوست. رنگ های روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست. هر کاری را با شادی انجام بده، تا دیگران را هم شاد کنی. زندگی مثل یک تاب است که هم می تواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم زن. اگر هر بار که تاب می خوری احساس شگفتی کنی، لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد. در زندگی هم هر بار که کاری انجام می دهی، از انجام آن شگفتی احساس کن
شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟ آيا از بـرنامه
زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود
پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه
ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل
بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از
وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي
زير را در زندگي خود بكار بنديد:
1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويتبندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.
3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.
4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.
5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.
6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.
ادامه مطلب
محل کار جايي است که اگر شما شاغل باشيد حتما ساعات نسبتا زيادي را در انجا سپري ميکنيدپس چرا به محيط کارتان توجه نميکنيد؟توجه به محيطي که در ان کار يا زندگي ميکنيد درست به معناي ارزشي است که براي خودتان قايل هستيد.زيبا شدن دفتر کار يا محيط کار علاوه بر اينکه ميتواند خستگي کار را براي شما کم کند براي کساني که به محيط کاري شما مراجعه ميکنند نيز لحظات لذت بخشي را فراهم ميکند:
1)روي ديوار هاي خسته کننده هر اداره ميتوان با نصب کردن چند تابلو در سايزهاي مختلف انجا را به محيطي زيبا تبديل کرد.در اينجا شکل و مفهوم تابلو مهم نيست هر تصويري که حس خوبي را به اطرافيان منتقل کند ارزش بيشتري دارد.اين تابلو حتي ميتواند خطوطي در هم اما مخلوطي از رنگهاي شاد باشد
2)چون شما به طور ميانگين چيزي در حدود 8 تا 9 ساعت را در محل کارتان سپري ميکنيد بهتر است از رنگهاي ارامش بخش استفاده کنيد.کرم رنگ مناسبي است زيرا هم ارامشبخش و در عين حال مناسب محيط هاي اداري است.
3)ميز شما معمولا در معرض ديد همگان است.ميز شلوغ هم شما را اشفته ميکند هم جلوه زيبايي ندارد.پس همواره سعي کنيد ميزي مرتب داشته باشد.داشتن يک قفسه براي وسايلتان هم شما را از اشفتگي نجات ميدهد و هم ميتواند با چيدن درست وکمي خرج کردن سليقه محيطتان را زيبا تر کند.
4)گياهان.....اين موجودات زنده حتي در محيط کارتان هم زيبايي را منتقل ميکنند.گذاشتن يک گلدان(البته به صورت درختچه)ميتواند محيط رسمي کار را زنده کند.علت اينکه گياهان در هر جا که حضور دارند انجا را به محيطي زيبا تبديل ميکند اين است که رنگ سبزمکمل خوبي براي رنگهاي اصلي است.
5)داشتن ميز و صندلي زيبا و در عين حال راحت امري است اساسي.ميز و صندلي زيبا هم راندمان کار را بالا ميبرد و هم جلوه ي بصري بي نظيري را فراهم ميکند(رنگ ميز و صندلي بايد با محيط هماهنگي کامل داشته باشد.
6)برخي موارد هست که در زيبايي همواره تاثير دارند.يکي از اين عوامل نور است.استفاده از نورهاي زرد و ابي(فلور سنت) با هم زيبايي را افزايش داده،چشم را اذيت نميکند و شما و مراجعه کنندگان را از حالت کسلي در مياورد.
محيط کارتان را هم چون محيط زندگيتان بدانيد و در زيبا کردن ان کوتاهي نکنيد.
ادامه مطلب
+ به ترانه خواني قلبت گوش مي سپاري...چه زيبا عشق الهي را زمزمه مي كند....
+ سختي هاي زندگي را با آرامش' تدبير و شجاعت پشت سر مي گذاري! زيرا مي داني خدا درسي بيش از ظرفيتت به تو نمي دهد....
+ بر روي صفحه ي ذهنت فقط و فقط لحظه هاي خوش را نقش ميزني!!
+ هر روز صبح به محض بيدار شدن ' پيش از هر چيز به خدا سلام مي كني.و به خاطر روز سر شار از معجزه اي كه پيش رو داري ' تشكر مي كني...!
+ در بد ترين شرايط زندگي هم 'زمزمه مي كني: آرامش~!
+ هر گاه كسي از تو مي خواهد كه پندي به او بدهي ' مي گويي: هميشه به خدا توكل كن!
+ در زندگي ات فقط روزهايي را به حساب مي آوري كه حد اقل يك كار خوب انجام مي دهي' اين كار خوب مي تواند يك لبخند گرم باشد...!
+ مي داني كه بهترين راه براي شاد زيستن' شاد كردن ديگران است...!
+ هر اتفاقي كه در زندگي ات مي افتد' سعي مي كني از آن درسي بياموزي. چون ميداني كه خدا بي دليل آن اتفاق را در زندگي ات قرار نداده است.!!!
+ هيچ وقت نگران فردا نيستي . چون ايمان داري كه فردا خيلي خيلي بهتر از امروز است...
+ مي داني كه تنها راه رسيدن به آرامش در اين آشفته بازار دنيا اين است كه به خدا اعتماد كني...
+ رفتن به خانه ي سالمندان ' مستمندان ' بيماران ' دلشكستگان را فراموش نمي كني و ميداني چقدر به ديدن ما و دردو دل با ما نيازمندند....
سالها پيش ' در كشور آلمان ' زن و شوهري زندگي مي كردند.آنها هيچ گاه صاحب فرزندي نمي شدند.
يك روز كه براي تفريح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ' ببر كوچكي در جنگل ' نظر آنها را به خود جلب كرد.
مرد معتقد بود : نبايد به آن بچه ببر نزديك شد.
به نظر او ببرمادر جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت.پس اگر احساس خطر مي كرد به هر دوي آنها حمله مي كرد و صدمه مي زد.
اما زن انگار هيچ يك از جملات همسرش را نمي شنيد ' خيلي سريع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زير پالتوي خود به آغوش كشيد ' دست همسرش را گرفت و گفت :
عجله كن!ما بايد همين الآن سوار اتوموبيلمان شويم و از اينجا برويم.
آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به اين ترتيب ببر كوچك ' عضوي از ا عضاي اين خانواده ي كوچك شد و آن دو با يك دنيا عشق و علاقه به ببر رسيدگي مي كردند.
سالها از پي هم گذشت و ببر كوچك در سايه ي مراقبت و محبت هاي آن زن و شوهر حالا تبديل به ببر بالغي شده بود كه با آن خانواده بسيار مانوس بود.
در گذر ايام ' مرد درگذشت و مدت زمان كوتاهي پس از اين اتفاق ' دعوتنامه ي كاري براي يك ماموريت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسيد.
زن ' با همه دلبستگي بي اندازه اي كه به ببري داشت كه مانند فرزند خود با او مانوس شده بود ' ناچار شده بود شش ماه كشور را ترك كند و از دلبستگي اش دور شود.
پس تصميم گرفت : ببر را براي اين مدت به باغ وحش بسپارد.در اين مورد با مسوولان باغ وحش صحبت كرد و با تقبل كل هزينه هاي شش ماهه ' ببر را با يك دنيا دلتنگي به باغ وحش سپرد و كارتي از مسوولان باغ وحش دريافت كرد تا هر زمان كه مايل بود ' بدون ممانعت و بدون اخذ بليت به ديدار ببرش بيايد.
دوري از ببر' برايش بسيار دشوار بود.
روزهاي آخر قبل از مسافرت ' مرتب به ديدار ببرش مي رفت و ساعت ها كنارش مي ماند و از دلتنگي اش با ببر حرف مي زد.
سر انجام زمان سفر فرا رسيد و زن با يك دنيا غم دوري ' با ببرش وداع كرد.
بعد از شش ماه كه ماموريت به پايان رسيد ' وقتي زن ' بي تاب و بي قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند ' در حالي كه از شوق ديدن ببرش فرياد مي زد :
ادامه مطلب
در اين گفتار به اختصار روش تايپ 10 انگشتي آموزش داده مي شود. همانطور كه مي دانيد، تايپ ده انگشتي مهارتي است كه به شما امكان مي دهد تا بدون نگاه كردن به صفحه كليد، با سرعتي بيش از 5برابر افراد عادي (180حرف در دقيقه) تايپ نماييد.
ارزش و اهميت تايپ ده انگشتي
مدت دوره آموزش تايپ حرفه اي، به طور معمول در آموزشگاه هاي فني و حرفه اي 4 ماه است كه گاهي بيشتر نيز مي شود. اما معتقدم كه جهت آموزش اين مهارت به افرادي كه واقعاً انگيزه و پشتكار يادگيري آن را داشته باشند، يك جلسه نيز كافي بوده و بعد از آن در صورتي كه تمرين مرتب و مكرر كنند، به مرور زمان در حد تايپيست هاي حرفه اي آموزش ديده ظاهر خواهند شد.
قدم اول
به صفحه كليد نگاه كنيد. دو تا از دكمه هاي صفحه كليد روي خود برجستگي هاي كوچكي دارند كه وجود آنها كمك مي كند تا موقعيت اين دو دكمه را حتي در تاريكي يا بدون نگاه كردن نيز بتوان پيدا كرد. دكمه هاي مذكور، حروف F و J مي باشند. انگشت اشاره دست راست خود را روي حرف F و انگشت اشاره دست چپتان را روي حرف J بگذاريد.
قدم دوم
دو انگشت سبابه خود را روي دكمه SPACE مستقر نموده و 6 انگشت باقيمانده را به ترتيب روي دكمه هاي كنار حروف F و J بگذاريد. (البته بدون فشردن دكمه ها) با مستقر شدن دستتان در اين حالت، موقعيت تمامي ديگر كليدها، نسبت به اين 8 كليد رديف وسط، قابل دسترس مي باشد. اين 8 دكمه را كليدهاي خانه (HOME KEYS) مي نامند.
لازم به يادآوري است كه علت مرتب نبودن دكمه هاي صفحه كليد به ترتيب الفبايي، آرايش آنها به ترتيب ميزان كارايي است. 8 كليد خانه، پركاربردترين حروف صفحه كليد به شمار مي روند.

ادامه مطلب
فهرست تمامي SHORTCUT ها در مرورگر
IE
F1: نمايش راهنماي مرورگر. در زماني که پنجره اي باز باشد راهنماي مربوط به همان عنصر را نمايش ميدهد.
F11 : جابجايي بين حالت تمام صفحه در مرورگر و پنجره در ابعاد عادي
TAB : حرکت بسمت جلو در بين عناصر صفحه وب و نوار آدرس و نوار لينک.
SHIFT+TAB : حرکت بسمت عقب در بين عناصر صفحه وب و نوار آدرس و نوار لينک.
ALT+HOME : رفتن به صفحه خانگي
ALT+RIGHT ARROW : رفتن به صفحه بعدي
ALT+LEFT ARROW : رفتن به صفحه قبلي
BACKSPACE : رفتن به صفحه قبلي
SHIFT+F10 : نمايش منوي آبشاري و ميان بر براي يک لينک
CTRL+TAB : انتقال بين فريم ها بسمت جلو
ادامه مطلب
شايد وارونه شدن هر چيزی را ديده باشيد الا وارونه شدن بيماران را برای درمان!
وارونهدرمانی يا سر و ته درمانی به 400 سال قبل از ميلاد مسيح برمیگردد. در آن زمان بقراط برای درمان پشت درد، بيمار را از پا به نردبانی آويزان میکرد تا پشت دردش خوب شود. يونانیها نيز از اين روش برای درمان پشت درد استفاده میکردند. کسانی هم که يوگا کار میکنند شايد با اين تمرين آشنايي داشته باشند.
در دهة1960 هم يک متخصص بيماريهای استخوان در آمريکا سيستمی را برای درمان بيمارانش معرفی کرد. او نيز اعتقاد داشت زمانی که بيمار به صورت سر و ته آويزان شود و ستون فقراتش عمود بر زمين باشد، نيروی جاذبه زمين روی فاصله ميان مهرهها و ديسکهای تاثير گذاشته از فشاری که روی مهرهها قرار دارد کم میشود؛ بنابراين شخص احساس راحتی بيشتری کرده و درد کمتری خواهد داشت.
با اين نظريه هر كسي هم موافق نبود. مثلاً برخي پزشکان میگفتند با وارونه کردن بيمار فشار خونش بالا میرود و ممکن است به چشمهايش فشار زيادی وارد شود. جواب موافقان وارونهدرمانی اين بود که همه بيماران را عمود بر زمين قرار نمیدهند و زاوية قرارگيری بيمار اگر کنترل شده باشد و درمانگر طبق اصولش اين کار را انجام دهد مشکلی پيش نمیآيد. به هر حال موافقان وارونهدرمانی معتقدند اين روش برای درمان پشتدرد، کاهش استرس، بهبود عملکرد غدد لنفاوی، افزايش اکسيژن رسانی به مغز، کاهش و تأخير در بروز اثرات پيری و مواردی ديگر که قهرمانان و ورزشکاران از آن استفاده میکنند مفيد واقع میشود.قابل ذكر است كه آخرين تحقيقات در زمينة وارونهدرمانی، انجام چنين تمريناتی را برای عدهای بيماریزا و مشکلساز معرفی کرده است. افرادی كه مشکلات بينايي ياشبکيه داشته باشند، سيگاریها، و يا كسانيکه فشار خون بالايي دارند و دچار استرس يا تنش هستند، همچنين آنهايي که اضافه وزن دارند و وزنش طبيعي نيست يا کلسترول دارند، بههيچوجه نبايد به سمت وارنهدرمانی بروند.
![]()
1- اشتباهات عاشقانهاي که بهتر است مرتکب نشويد:
- فراموش کردن روز تولّدش
- فراموش کردن سالگردها
- جدي بودن زيادتر از حد
- بيتفاوت بودن نسبت به مسائل احساسي.
2- خودتان را نسبت به موفقّيّتهايش مشتاق نشان دهيد.
3- بکوشيد تا هميشه بر سر مسائل با هم به توافق برسيد، در اين صورت زندگيتان خيلي عاشقانه ميشود.
4- وقتي پشت چراغ قرمز ايستادهايد به همسرتان لبخند بزنيد و سر به سرش بگذاريد.
5- کارت تبريکي برايش بفرستيد و داخل آن بنويسيد او بهترين نعمتي است که خداوند به شما ارزاني داشته است.
(زنان از راه گوشهايشان عاشق ميشوند و مردان از طريق چشمهايشان).
6- سعي کنيد عشقتان در چشمهايتان چون ستارهاي بدرخشد.
7- هرگاه خواستيد يک ملاقات به يادماندني داشته باشيد به خاطر بسپاريد که خوردن مشکلات در کنار يکديگر بهترين راه ابراز احساسات عاشقانه است.
(بهتر است عاشق شويد و در عشقتان شکست بخوريد تا اينکه هرگز عاشق نشويد...).
ادامه مطلب
سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است .
هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را ـ
گرم، پاسخ گويد
نيست يكتن كه در اين راه غم آلوده عمر ـ
قدمي، راه محبت پويد
***
خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست
همه گلچين گل امروزند ـ
در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست .
***
به كه بايد دل بست ؟
به كه شايد دل بست ؟
نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد ـ
نقشه يي شيطانيست
در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد ـ
حيله پنهانيست .
***
زير لب زمزمه شادي مردم برخاست ـ
هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست
پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق ـ
هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست
به كه بايد دل بست؟
به كه شايد دل بست؟
***
خنده ها ميشكفد بر لبها ـ
تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي
همه بر درد كسان مينگرند ـ
ليك دستي نبرند از پي درمان كسي
***
از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟
ريشه عشق، فسرد
واژه دوست، گريخت
سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟
***
دست گرمي كه زمهر ـ
بفشارد دستت ـ
در همه شهر مجوي
گل اگر در دل باغ ـ
بر تو لبخند زند ـ
بنگرش، ليك مبوي
لب گرمي كه ز عشق ـ
ننشيند بلبت ـ
به همه عمر، مخواه
سخني كز سر راز ـ
زده در جانت چنگ ـ
بلبت نيز، مگو
***
چاه هم با من و تو بيگانه است
ني صد بند برون آيد از آن، راز تو را فاش كند
درد دل گر بسر چاه كني
خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند
گر شبي از سر غم آه كني .
***
درد اگر سينه شكافد، نفسي بانگ مزن
درد خود را به دل چاه مگو
استخوان تو اگر آب كند آتش غم ـ
آب شو، « آه » مگو .
***
ديده بر دوز بدين بام بلند
مهر و مه را بنگر
سكه زرد و سپيدي كه به سقف فلك است
سكه نيرنگ است
سكه اي بهر فريب من و تست
سكه صد رنگ است
***
ما همه كودك خرديم و همين زال فلك
با چنين سكه زرد ـ
و همين سكه سيمين سپيد ـ
ميفريبد ما را
هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند ـ
گفته ام با دل خويش:
مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش
نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش
آسمان با من و ما بيگانه
زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه
« خويش » در راه نفاق ـ
« دوست » در كار فريب ـ
« آشنا » بيگانه
***
شاخه عشق، شكست
آهوي مهر، گريخت
تار پيوند، گسست
به كه بايد دل بست ؟
به كه شايد دل بست ؟
هر كودكي كه به دنيا مييد، بيشترين عشق ممكن و گاه حتي عشقي فراتر از ظرفيت انساني را در وجود خود نهفته دارد. وجود او لبريز از عشق است. گويي از جنس عشق ساخته شده است.
عشق، گلي است بسيار ظريف و شكننده كه بيد محافظت، تقويت و آبياري شود. فقط در ين صورت است كه ميتوان آن را قوي و محكم كرد. عشق نهفته در وجود كودك نيز _ مانند خود او _ بسيار شكننده است.
فكر ميكنيد اگر كودكي را به حال خودش رها كنند، زنده خواهد ماند؟ انسان موجودي بسيار ناتوان و بيدفاع است. اگر كودكي را به حال خودش رها كنند، شانس زنده ماندن او تقريباً به صفر ميرسد. او ميميرد و ين دقيقاً همان اتفاقي است كه بري عشق ميافتد. عشق هم اگر تنها بماند، ميميرد و ين اتفاقي است كه افتاده، عشق را تنها گذاشتهاند.
طرد كردن و رانده شدن ميكنند: «اگر حرفشنو نباشي، اگر درست رفتار نكني، مياندازيمت بيرون!» خب، طبيعي است كه كودك ميترسد. طرد شدن؟ آن هم در ين دنيي وحشي؟ ينجاست كه كودك شروع به سازش و كنار آمدن ميكند. و بتدريج تبديل به آدمي كلك و حقهباز ميشود. كه بري رسيدن به هدفهيش تقلب ميكند.
او نميخواهد بخندد ولي وقتي مادر را ميبيند و دلش شير ميخواهد، ميخندد. ينجا ديگر وارد دنيي سياست ميشويم _ الفبي سياست از همين جا شروع ميشود. رفته رفته احساس انزجار در دل كودك ريشه ميدواند زيرا
محبت و احترامي دريافت نميكند. در دل احساس يأس و نوميدي ميكند زيرا به او، آن طور كه هست، عشق نميورزند. فقط در صورت انجام كارهي خاصي كه پدر و مادر به آن اعتقاد دارند لطف و محبت شامل حالش خواهد شد. پس نتيجه ميگيريم كه عشق، شرط و شروط دارد. كودك به همان صورت كه هست، شيستهي عشق نيست. ابتدا بيد شيستگي خود را ثابت كند و آنگاه از عشق پدر و مادر بهرهمند شود.
بنابرين بري ينكه شيستگي خود را ثابت كند شروع به رفتارهي تصنعي و دروغين كرده، ارزشهي ذاتي و دروني
خود را از دست ميدهد. عزت نفس او بتدريج از بين ميرود و احساس بيلياقتي و ناشيستگي ميكند. شيد حتي گاهي اوقات ين فكر به سرش بزند كه: «يا ينها والدين واقعي من هستند؟ نكند من را از سر راه آورده باشند؟ احتمالاً دارند نقش بازي ميكنند، زيرا به نظر من عشق و علاقهي حقيقيي در كار نيست.» هزاران بار صورت كريه خشم را در چشمها و چهرهي والدين ميبيند، آن هم بري اتفاقهي ناچيز. در نظر او، بروز چنين خشمي كاملاً بيمورد و نامتناسب است. نميتواند باور كند و چنين رفتارهيي را غيرمنصفانه ميپندارد. ولي در نهيت بيد تسليم شود، بيد سر خم كند و جبر و ضرورت موجود را بپذيرد. ين چنين است كه بتدريج گنجيش او بري عشق ورزيدن از بين ميرود.
من نميتوانم عشق را تعريف كنم؛ بري عشق تعريفي وجود ندارد. عشق همچون تولد، مرگ، خدا و مراقبه، يكي از آن چيزهي توصيفناپذير است. آن را نميشود تعريف كرد _ حداقل من كه نميتوانم.
مردم فكر ميكنند فقط زماني ميتوانند عشق بورزند كه شخص دلخواه خويش، يعني كسي كه از نظر آنها سزاوار عشقشان باشد را يافته باشند _ چنين طرز فكري چرند است! _ مطمئن باشيد كه هرگز چنين شخصي را پيدا نخواهيد كرد. مردم ميگويند فقط زماني حاضرند عشق بورزند كه مرد يا زن يدهآل و كاملي را بيابند _ ين هم مزخرف است. هرگز چنين مرد يا زني را پيدا نخواهي كرد، زيرا مرد يا زن كامل اصلاً وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، مطمئن باش كه بري عشق تو اهميتي قائل نخواهد شد و زح
داستان مردي را شنيدهام كه تمام زندگياش را مجرد ماند، بري ينكه در جستوجوي زني در منتهي كمال بود. وقتي كه هفتاد سالش شد، يك نفر از او پرسيد: «تو تمام ين سرزمين را در جستوجوي زن كامل زير پا گذاشتي؛ يا واقعاً نتوانستي چنين زني پيدا كني؟ حتي يك نفر را؟»
پيرمرد بسيار غمگين شد. گفت: «چرا. يك بار به چنين زني برخورد كردم، يك زن كامل به تمام معنا.»
آن شخص پرسيد: «خب، پس چه شد؟ چرا با او ازدواج نكردي؟»
چهرهي پيرمرد از قبل هم غمگينتر شد. گفت: «والله چه بگويم؟ او هم در جستوجوي مرد كامل بود.»
بري جاري شدن و رشد كردن در بستر عشق، نيازي به كمال مطلوب نيست. عشق هيچ ربطي به ين مقوله ندارد. انسان عاشق صرفاً عشق ميورزد، همانطور كه يك انسان زنده نفس ميكشد، مينوشد، ميخورد و ميخوابد.
انسان زنده به معني واقعي، انساني است كه از صميم قلب عشق ميورزد. تو هيچ وقت نميتواني بگويي: «فقط در صورتي حاضرم نفس بكشم كه هوا تميز و عاري از هرگونه آلودگي باشد». همهي ما در شهر آلودهي تهران و يا هر جي ديگري كه هويي كثيف و مسموم دارد، به نفس كشيدن ادامه ميدهيم و نميتوانيم به ين دليل كه هوا آن طور كه دلمان ميخواهد نيست، از ين كار اجتناب كنيم. زماني كه واقعاً گرسنه باشي، هر چه گيرت بييد ميخوري. اگر از تشنگي در حال مرگ باشي، تقاضي كوكاكولا نميكني بلكه هر آشاميدني كه دستت بييد مينوشي _ حتي آب كثيف.
انسان زنده به معني واقعي نيز صرفاً عشق ميورزد. عشق ورزيدن جزئي از اعمال حياتي اوست.
کنار پنجره دلتنگی هایم ، مي نشينم آرام .
از لب ديوار كوتاه سرنوشت خويش پي مي گيرم بوي گلهاي روسري دختر همسايه را.....
بي خود و سر گردان، گم مي شوم، انگار ....
در كوچه پس كوچه هاي خيالش .
چه خيالي!!....
از پس مه آلودگي روياهام
صورت معصوم او ...
لحظه اي هزار بار ، در ذهن كودكانه ام
تداعي مي شود .
وچه شيرين است !!...
با قدم هايي جسور
و نگاهي كنجكاو ،مي روم تا فتح نگاهش....
آرام آرام ، از روي گلبرگهاي گونه اش
جاري مي شوم تا او
مي روم با جرئت تا لب مرز .... تا كناره ي جدايي مژه از اشكهایش....
و چه ساحل غريبي ست پلكهاي او .
دريايي آبي
نيزاري سياه...
دل به دريا مي زنم
در چشمان وسيعش غرق مي شوم
آبي ِنگاهش ، بيكران دريا را موج مي زند
نسيمي آرام پهنه ي پلكهايش را طواف مي كند
باز هم مي روم .....باز هم !
با اشكهاي او سرازير مي شوم از خود ...
سر مي خورم تا چكيدن آبرو...
همچنان سر درگم ....
كوچه هاي خيالش مرا به بازي ميگيرند .
صدايي موهوم از درونم فرياد مي زند : تو گم شده اي برگرد!
به صدا مي خندم ،
مدتهاست كه پشت پرچين هاي عقل گم شده ام !!
اما هيچكس به دنبال من نگشت ...
آري به همين راحتي
گم شدم در او ....
تا هميشه
تا نگاه
من مست با او .......او مست با خود
من نرم در او ...... او سنگ در خود
من هماره با او.....او هميشه با خود .......او هميشه بي من....
من ذره ذره خوابش را در غزل مي پيچم
او آسمان آسمان حضورم را دور مي ريزد ...
پس كجايي آنكه مي گفتي :دلها را به هم راه است .
من كه نديدم !!!!
محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر ترا می شناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می گردد.
در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو می خواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای
لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و نمی توانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم!
دوست خوبم
اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخوان
دیگه اتفاقاتی که برام افتاده رو براتون نمیگم چون یه چند صد خطی میشه .
فقط اینو بگم که اومدم.
"هر که در اين بزم مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند"
ارادتمند شما - رضا
از اینکه مدتی است فعالیت در این وبلاگ کمرنگ شده است از شما سروران عذرخواهی میکنم. شاید تنی از دوستان در جریان مشکلی که برایم پیش امده است باشند.تنها تقاضامند آنم که دعایم کنید.
ارادتمند شما - رضا
چرا پياز اشک آور است؟
پيازداراي مواد گوگردي است که اين مواد خواص مختلفي از خود نشان ميدهند که يکي از آنها اشک آور بودن است.
زماني که پياز را برش ميدهيم، سلولهاي پياز باز ميشوند. اين سلولها دو بخش دارند: بخش آنزيمي که به آليناز معروف است و بخش گوگردي. آنزيم آليناز، ترکيبات گوگردي پياز را تجزيه کرده و ترکيبات ناپايدار گوگردي ايجاد ميکند که به گاز فراري تبديل ميشوند. اين گاز که حاوي ترکيبات گوگردي است، وارد هوا ميشود و به چشم انسان ميرسد (البته ابتدا وارد مجراي بيني ميشود). در چشم انسان، اين گاز با آب واکنش نشان داده و اسيد سولفوريک توليد ميکند. اسيد سولفوريک، بر پايانههاي اعصاب چشم اثر کرده و سبب سوزش چشم ميشود. در نهايت در پاسخ به اين سوزش، غدد اشکي، اشک ترشح ميکنند که اين ماده گوگردي به همراه اشک از چشم خارج شود. قطرات اشک ميتوانند تنها چند ثانيه پس از برش پياز ظاهر شوند.
اگرچه ما معمولاً اشک آوري پياز را دوست نداريم و باعث ناراحتي ما ميشود، اما اين خاصيت پياز آن را در برابر موجودات ريز زنده ي خارجي حفاظت مينمايد.
ادامه مطلب

سرعت رشد قدي در دختران، در کنار ديگر عوامل، به ميزان ترشح هورمون رشد و هورمون جنسي استروژن نيز مربوط ميشود.هورمون رشد باعث افزايش رشد، به خصوص در استخوانها و غضروف ميشود، ولي هورمون جنسي زنانه (استروژن) سبب بسته شدن مرکز رشد استخواني و کاهش رشد استخوان ميشود. به همين دليل است که بعد از شروع قاعدگي، سرعت رشد قدي در دختران کندتر ميشود و معمولاً قد دختران در اين زمان بيش از 6 سانتيمتر افزايش نمييابد.
البته طول مدت رشد قدي در پسرها طولانيتر از دخترها است، بهطوري که معمولاً مردها قد بلندتر از زنها ميشوند. جهش رشد معمولاً در دختران (در حدود11- 10سالگي) حداقل 2 سال زودتر از پسران اتفاق ميافتد که مربوط به دوران بلوغ بوده و بسيار چشمگير است، به گونهاي که در مدت يک سال ميزان رشد 2 برابر ميشود. جهش رشد قدي و حداکثر افزايش آن، معمولاً يک سال قبل از شروع عادت ماهانه اتفاق ميافتد.
ادامه مطلب
انسان خندیدن را دوست دارد. هر انسان بالغ به طور متوسط در روز 17 بار می خندد و همین علاقه انسان به خندیدن است که باعث پدید آمدن جوک و طنز و حتی کمدی شده است.
خندیدن برای ما نشاط آور است و به همین خاطر به خندیدن علاقه داریم. اما جالب است بدانید انسان ها تنها موجوداتی هستند که می خندند.
خندیدن مکانیزم پیچیده ای دارد که در عین حال می تواند دوای درد بسیاری از دردها باشد و دانشمندان هنوز هم معتقدند که خنده می تواند در درمان بیماری ها مؤثر باشد.
خنده چیست؟
خنده از دو قسمت تشکیل شده است که یکی به حالت صورت و دیگری به صدایی که تولید می شود اطلاق می شود.
وقتی ما می خندیم، مغز دستور این عمل ها را صادر می کند و اگر شدیدتر بخندیم، دستوراتی برای تکان خوردن دست ها و پاها نیز صادر می شود.
هنگام خنده 15 ماهیچه صورت به حرکت در می آیند که مهم ترین آنها مکانیزم حرکت لب های بالای شماست.
ماهیچه های حلق شما دچار انقباض می شوند و به همین علت شما دچار بریده نفس کشیدن می شوید.
گاهی اوقات در حالت های شدید خنده مجراهای اشکی شما هم وارد کار می شوند و در حالی که شما از شدت خنده دهان خود را برای گرفتن اکسیژن بیشتر باز و بسته می کنید صورت تان هم از اشک خیس می شود و حتی رنگ چهره تان به قرمز تغییر می کند و صداهای عجیبی نیز تولید می کنید.
ادامه مطلب
اثر=کارآيي .
اجمال=کوتاه.
اجرا=انجام.
احتراما =با بزرگداشت.
اخير=پاياني.
آدرس=نشاني.
ارتباط=پيوند.
آرشيو=بايگاني.
ارسال=فرستادن.
ارجاع=فرستادن.
ارائه=پديدار کردن.
ارتقاء=بالا بردن .
ادامه مطلب
اين مقاله هم به قوتها و هم به تلاشهايي كه براي رفع ضعفهاي pdf در جريان است اشاره ميكند.
دستاندركاران اين اتفاق ميكوشند تا به هر طريق ممكنPDF را به سنگ پايه تبادل فايل براي چاپ- آن هم به سادگي و چشم بسته- تبديل كنند. چشم بسته از اين جهت كه كارها آنچنان كه بايد بدون هيچ دخالتي با كيفيت كامل و با سرعت لازم به پيش بروند.
اكثر كارهاي چاپي، حاصل تلاشهاي دستهجمعي هستند كه ممكن است چندين شركت را در بر بگيرند.
طراحان آرت وركها را خلق ميكنند، شركتهاي پيش از چاپ آرت وركها را آمادهسازي ميكنند و ناشران كارهايي را كه در كانونهاي مختلف صورت گرفته در قالب يك اثر گرد ميآورند تا منتشر كنند و اين چاپكاران هستند كه محصول نهايي را توليد ميكنند.
انتقال اسناد به گونهاي آسان و در عين حال قابل اتكا، يك چالش اساسي براي صنعت چاپ است. طي سالها چندين فرمت فايل به محبوبيت دست يافتهاند: فايلهاي با فرمت بومي، پست اسكريپت،TIFF/IT و فرمتهاي وابسته به فروشنده (مالك) مثل سايتكسCT/LW .
جامعه صنعت چاپ طي اين سالها آموخته است كه با محدوديتهاي فايلها با فرمتهاي مختلف كنار بيايد و يا اين را آموخته است تا در قبال فايلهايي كه دريافت ميكند دست به نوآوريهايي بزند تا بتواند فايلهاي دريافتي را به چاپ برساند و همين اعمال نوآوريها و ابتكارات در جهت به چاپ رساندن فايلها خود باعث تحميل حجم فراواني از كار به واحدهاي پيش از چاپ و چاپ ميشود.
ادامه مطلب
مفهوم خلاصه سوابق يا رزومه: رزومه تعريف كامل و مشخصي از شما، مهارتها، دستاوردها، تجربههاي كاري، تحصيلات و همه آن چيزهايي است كه براي جلب نظر صاحب كارتان حائز اهميت است.
قدم اول– بايد قبل از هر چيز از تاثير رزومه باخبر باشيد؛ بنابراين خودتان را به جاي شخص كارفرما قرار دهيد و قضاوت كنيد. يادتان باشد فردي كه ميخواهد شما را گزينش كند، قبل از هر چيز، تحت تاثير نحوه نگارش رزومهتان قرار ميگيرد و بعد به محتويات آن ميانديشد.
اندازه- هر چه كوتاهتر، بهتر. پرگويي در رزومهنويسي ممنوع است؛ بنابراين اطلاعات مورد نياز را گزيده و مختصر شرح دهيد.
ادامه مطلب
صفحه اي را به دلخواه خود (قلم ها، رنگ ها، سبك ها، اندازه صفحه و راهنماها) تنظيم و آن را در قالب فايل FreeHand template ذخيره كنيد. درFreeHand ، كادر محاوره اي Preferences را باز كرده (Ctrl+U) و در زبانه Document، فايل مربوط به الگوي جديد را انتخاب كنيد.
2) ساخت كليدهاي ميان بر شخصي
در FreeHand مي توانيد از طريق Keyboard Shortcuts Edit کليدهاي ميان بري براي تمام توابع و ابزارها تعريف كنيد. به علاوه در كادر محاوره اي Customize مي توانيد از تنظيمات كليدهاي ميان بر برنامه هاي ديگر مانندIllustrator ،QuarkXPress ،CorelDRAW و Photoshop نيز استفاده كنيد.
3) استفاده از پانل Transform براي تغيير مقياس چند شيء در يك زمان
تمام اشياي مورد نظر را انتخاب و درصد مقياس را در كادر ورودي بنويسيد. روي دكمه Scale كليك كرده يا كليد Enter را فشار دهيد تا تمام اشيا به طور همزمان و نسبت به يك مركز، تغيير مقياس دهند.
4) استفاده از پانل Find & Replace and Select براي تغيير مقياس اشيا
زماني كه گزينه Scale را در پانل Find & Replace and Select انتخاب كنيد، اشيا نسبت به مركز خودشان تغيير مقياس مي دهند، يعني در جاي خود ثابت مي مانند.
5) سفارشي كردن نوار ابزار
ابزارهاي مفيد را در نوار ابزار گذاشته و آنهايي را كه به كارتان نمي آيد، حذف كنيد. ابزارها را مي توانيد در نوار ابزار اصلي كه به طور عمودي در صفحه ديده مي شود يا در پانل Tools قرار دهيد.
6) استفاده از نماهاي مختلف در حين كار
از منوي Window، گزينه New Window را انتخاب كنيد تا يك كپي از پنجره جاري ايجاد شود. سپس مي توانيد نماي يك پنجره را تغيير دهيد؛ مثلا در يك پنجره نماي كلي و در پنجره ديگر بخشي از ترسيمات خود را قرار دهيد. هر تغييري در يك پنجره انجام شود، در تمام پنجره هاي ديگر نيز اعمال خواهد شد. در منوي Window از طريق گزينه هايCascade ،Tile Horizontally ،Tile Vertically و Arrange Icons مي توانيد پنجره ها را مرتب كنيد.
7) اضافه كردن رنگ به لايه ها
برخي برنامه ها اين كار را به طور خودكار انجام مي دهند، زيرا اين كار به سهولت در انتخاب اشيا كمك مي كند. براي اين منظور، يك رنگ از پانل Mixer and Tints انتخاب كرده و آن را روي مربع آبي كنار نام لايه درگ كنيد.
8) انتخاب يكباره تمام اشيا
كليد Alt را فشرده و روي نام لايه كليك كنيد تا تمام اشياي درون لايه انتخاب شوند. كليد Shift را فشرده و روي يك لايه ديگر كليك كنيد تا اشياي درون اين لايه نيز به اشياي انتخاب شده، اضافه شوند.
9) پيوست كردن متن به دور يك بيضي
يك دايره يا بيضي رسم كرده و متني را بنويسيد .كليد Shift را فشرده و با استفاده از ابزار Pointer هر دو شيء را انتخاب كنيد. گزينه Text -> Attach to path را انتخاب كنيد. بدين ترتيب متن در جهت عقربه هاي ساعت به دور بيضي مي پيچد.
10) قرار دادن متن زير دايره يا بيضي
براي درست خوانده شدن متن دور دايره، پس از نوشتن در خط بالاي دايره، كليد Enter را فشار دهيد تا يك خط ديگر در جهت مخالف دايره ايجاد شود و ادامه متن را در اين خط بنويسيد. بدين ترتيب هر دو متن به خوبي خوانده مي شوند.
ادامه مطلب
عوض کردن پسوند تمام فایل ها از جمله موزیک بدون احتیاج داشت به برنامه
این کار چند حسن دارد یک مثال ساده .گوشی های سامسونگ پسوند mmfرا قبول می کنند خوب شما مطمئنن نمی تونید برنامه ای رو گیر بیارید که آهنگ ها رو به چنین پسنودی تبدیل کنه یا مثلا پسوند DATفایل های تصویر رو به WAV تبدیل کنید تا به راحتی بر روی مدیا پلیر اجرا بشه . خوب بریم سر کار خودمون
ابتدا وارد My Computerمی شوید و از منوی بالا صفحه Tools رو انتخاب می کنید سپس بر روی Folder Optionsکلیک کنید سپس از تب های موجود در صفحه تب Viewرا انتخاب می کنیم
حالا در صفحه ای که ظاهر می شود به تعداد مربع ها (مربع نه دایره ) 8 تا می شماریم تا به Hide extensions for knowm file types می رسیم مربع کنار ین گذینه تیک خورده است تیک را بر می داریم و اوکی می کنیم خوب حالا به قسمتی که می خواهیم پسوند آن را عوض کنیم می رویم و فایل به طور مثال به صورت زیر می آید
Music.wma
حالا شما می خواهید آن را به پسوند mp3تبدیل کنید روی آن راست کلیک کرده و Renameرا بزنید و اسم به حالا تعویض در می آید حالا شما می توانید پسوند دلخواه خود را به جای wmaبنویسید مثلاmp3 و سپس اوکی کنید حالا می بینید که فایل شما به پسند mp3تبدیل شده و شما دوباره با رفتن به مسیر بالا و قرار دادن تیک می توانید و ضعیت فایل خود را ثابت نگه دارید .




