فرهنگ و ادب فارس سرشار از نکتههای عبرت آموز و والای دستیابی به کمال آدمی است. سعدی شیرین سخن ، که هر پارسی زبانی اشعار او را می شناسد و یا از بزرگان ضربالمثل های سرچشمه گرفته از اشعار و نثرهای او را شنیده است نیز پیشتاز استفاده از قالب شعر برای بیان این نکته هاست. نثری هم که سعدی به آن سخن رانده است بسیار دلنشین است و ظریف. آنقدر ظریف که گاه زیبایی نثرش بر نظمش پیشی گرفته است. ملک الشعرای بهار در وصف کلام سعدی می سراید:
|
یا چو شيرين سخنت نخل شکرباري هست؟ |
|
سعديا! چون تو کجا نادره گفتاري هست؟ |
حتما به هنگام تولد فرزندی در خانوادهای که از لحاظ تمکن مالی به راحتی امورات نمیگذرانند این عبارت را از زبان افراد بزرگتر و یا همان ریش سفیدان حاضر در جمع شنیدهاید که می گویند " همان کس که دندان دهد نان دهد" و این آبی است بر آتش دلهره مسئولیت جدید پدر خانواده برای تامین آتیه و غم نان فرزندش!
از این نمونه آبهایی که بر آتش های ما جاری است فراوان است در ادب سرزمین مان، ایران.
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت حال دوران به شود دل بد مکن
و ...
و به اختصار اینکه اگر قدری فرهنگ و ادبیات خود را بیشتر کنکاش کنیم تاثیرهای سازنده این مضامین پسندیده برای هر دردی درمانی درست به ما نشان می دهد.
" همان کس که دندان دهد نان دهد" برگرفته از شعری است از شاعر نامی و نکته سنج ایران زمین، سعدی که اینگونه روایت کرده است:
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
معنای لفظی شعر آنقدر ساده و ملموس است که نیازی به معنی ندارد و آنچه مجال بحث و تفکر می طلبد مضامین اخلاقی که همان امید به رحمت بی پایان خداوند است.
شعر درجایی می گوید: " تواناست آخر خداوند روز" که مرا به یاد " ان الله علی کل شیء قدیر" انداخت و در جایی دیگر می گوید "... که روز رساند" که مرا به یاد هوالرزاق" انداخت. مولوی هم که فیلسوف، عارف و شاعری بزرگ است شعری با همین مضمون دارد که:
" آنکه او از آسمان باران دهد هم تواند کو ز رحمت نان دهد"
شیخ اجل حافظ هم به رحمت آن چنان امید دارد که در یکی از اشعارش می فرماید:
" به رحمت کوی تو واثقم ورنه کشش چو نبود از آن سو، چه سود کوشیدن"
در ادامه شعر سعدی از گدایی و پادشاهی سخن می راند، از بی نیازی گدا و نیازمندی پادشاه و این همان طمع و حرص آدمی است به دنیا و زیبایی های دل فریبش که هر چه بیشتر به نعمت می رسد و صاحب اموال می شود تشنه تر می شود. پس بی نیازی در داشتن نیست بلکه در قناعت است و رضایت و شکر گزاری نعمت های داشته.
امید به رحمت الهی، توکل بر خداونگار عالمیان، و درکی کامل از معنای "هوالرزاق" یا "هر آنکس که دندان دهد نان دهد" نکتههایی بود که این شعر سعدی به ما القاء کرد، باشد که به چشم بصیرت باطن به آن بنگریم تا راه گشای رهایی از دل نگرانیهای روزهای سختمان شود.
امید به رحمت و احسان حضرت دوست پناهگاهی ایمن است برای ما.
تا دیده و دل، جانب او دوختهام از خلق جهان، دیده فرو دوختهام
زین باده کشان، امید احسانم نیست چشمی چو پیاله، بر سبو دوختهام
(امید احسان از رهی معیری)

