فرهنگ و ادب فارس سرشار از نکتههای عبرت آموز و والای دستیابی به کمال آدمی است. سعدی شیرین سخن ، که هر پارسی زبانی اشعار او را می شناسد و یا از بزرگان ضربالمثل های سرچشمه گرفته از اشعار و نثرهای او را شنیده است نیز پیشتاز استفاده از قالب شعر برای بیان این نکته هاست. نثری هم که سعدی به آن سخن رانده است بسیار دلنشین است و ظریف. آنقدر ظریف که گاه زیبایی نثرش بر نظمش پیشی گرفته است. ملک الشعرای بهار در وصف کلام سعدی می سراید:
|
یا چو شيرين سخنت نخل شکرباري هست؟ |
|
سعديا! چون تو کجا نادره گفتاري هست؟ |
حتما به هنگام تولد فرزندی در خانوادهای که از لحاظ تمکن مالی به راحتی امورات نمیگذرانند این عبارت را از زبان افراد بزرگتر و یا همان ریش سفیدان حاضر در جمع شنیدهاید که می گویند " همان کس که دندان دهد نان دهد" و این آبی است بر آتش دلهره مسئولیت جدید پدر خانواده برای تامین آتیه و غم نان فرزندش!
از این نمونه آبهایی که بر آتش های ما جاری است فراوان است در ادب سرزمین مان، ایران.
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت حال دوران به شود دل بد مکن
و ...
و به اختصار اینکه اگر قدری فرهنگ و ادبیات خود را بیشتر کنکاش کنیم تاثیرهای سازنده این مضامین پسندیده برای هر دردی درمانی درست به ما نشان می دهد.
" همان کس که دندان دهد نان دهد" برگرفته از شعری است از شاعر نامی و نکته سنج ایران زمین، سعدی که اینگونه روایت کرده است:
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
معنای لفظی شعر آنقدر ساده و ملموس است که نیازی به معنی ندارد و آنچه مجال بحث و تفکر می طلبد مضامین اخلاقی که همان امید به رحمت بی پایان خداوند است.
شعر درجایی می گوید: " تواناست آخر خداوند روز" که مرا به یاد " ان الله علی کل شیء قدیر" انداخت و در جایی دیگر می گوید "... که روز رساند" که مرا به یاد هوالرزاق" انداخت. مولوی هم که فیلسوف، عارف و شاعری بزرگ است شعری با همین مضمون دارد که:
" آنکه او از آسمان باران دهد هم تواند کو ز رحمت نان دهد"
شیخ اجل حافظ هم به رحمت آن چنان امید دارد که در یکی از اشعارش می فرماید:
" به رحمت کوی تو واثقم ورنه کشش چو نبود از آن سو، چه سود کوشیدن"
در ادامه شعر سعدی از گدایی و پادشاهی سخن می راند، از بی نیازی گدا و نیازمندی پادشاه و این همان طمع و حرص آدمی است به دنیا و زیبایی های دل فریبش که هر چه بیشتر به نعمت می رسد و صاحب اموال می شود تشنه تر می شود. پس بی نیازی در داشتن نیست بلکه در قناعت است و رضایت و شکر گزاری نعمت های داشته.
امید به رحمت الهی، توکل بر خداونگار عالمیان، و درکی کامل از معنای "هوالرزاق" یا "هر آنکس که دندان دهد نان دهد" نکتههایی بود که این شعر سعدی به ما القاء کرد، باشد که به چشم بصیرت باطن به آن بنگریم تا راه گشای رهایی از دل نگرانیهای روزهای سختمان شود.
امید به رحمت و احسان حضرت دوست پناهگاهی ایمن است برای ما.
تا دیده و دل، جانب او دوختهام از خلق جهان، دیده فرو دوختهام
زین باده کشان، امید احسانم نیست چشمی چو پیاله، بر سبو دوختهام
(امید احسان از رهی معیری)
![]() به نظر میرسد بعد از شنیدن اخبار مختلف راجع به آتش گرفتن باطری های لپ تاپ ها و خندیدن به این اخبار اکنون نوبت ما شده تا نگران باشیم. نوکیا اعلام کرده که 46 میلیون باطری گوشی موبایل که در طی انتهای سال 2005 تا ما نوامبر 2006 تولید شده در معرض خطر انفجار هستند. این باطری ها که با مارک خود نوکیا و توسط یک شرکت همکار ژاپنی تولید شده بر روی انواع مدل های گوشی نوکیا قرار دارند و الیته مقداری از آنها نیز به صورت قطعات جانبی فروخته شده است. این باطری ها که از نوع BL-5C هستند برطبق گفته نوکیا بر اثر نقص داخلی ممکن است منفجر شده و آتش بگیرند. نوکیا اعلام کرده که احتمال انفجار زیاد نیست! و این اتفاق معمولا هنگام شارژ کردن رخ میدهد. و تاکنون فقط 100 مورد انفجار دیده شده که هیچ یک صدمه مهمی را به همراه نداشته است. نوکیا راست میگوید یک فرد در بانکوک بر اثر انفجار این باطری 5 انگشت پای خود را از دست داده است. احتمالا از دست دادن پا از نظر نوکیا صدمه جدی محسوب نمیشود. وی ادعای دریافت 26000 دلار خسارت کرده است. نوکیا اعلام کرده این باطری ها را جمع آوری و جایگزین خواهد کرد. اما چگونه بفهمیم که آیا باطری شما هم در خطر انفجار قرار دارد ؟ به ادامه مطلب مراجعه کنید
نوکیا اعلام کرده که این باطری ها در این مدل ها به کار رفته است : Nokia 1100, Nokia 1100c, Nokia 1101, Nokia 1108, Nokia 1110, Nokia 1112, Nokia 1255, Nokia 1315, Nokia 1600, Nokia 2112, Nokia 2118, Nokia 2255, Nokia 2272, Nokia 2275, Nokia 2300, Nokia 2300c, Nokia 2310, Nokia 2355, Nokia 2600, Nokia 2610, Nokia 2610b, Nokia 2626, Nokia 3100, Nokia 3105, Nokia 3120, Nokia 3125, Nokia 6030, Nokia 6085, Nokia 6086, Nokia 6108, Nokia 6175i, Nokia 6178i, Nokia 6230, Nokia 6230i, Nokia 6270, Nokia 6600, Nokia 6620, Nokia 6630, Nokia 6631, Nokia 6670, Nokia 6680, Nokia 6681, Nokia 6682, Nokia 6820, Nokia 6822, Nokia 7610, Nokia N70, Nokia N71, Nokia N72, Nokia N91, Nokia E50, Nokia E60 اما این باطری ها به صورت جداگانه نیز فروخته شده که قاعدتا بر روی بسیاری از مدل های دیگر نیز استفاده میشود. ابتدا باید چک کنید که آیا باطری شما از نوع BL-5C هست یا خیر ؟ برای این کار گوشی خود را خاموش کنید و بر طبق این عکس باطری آن را نگاه کنید. ![]() اگر باطری شما جزو این نوع است حروف BL-5C را میبینید. حالا شماره 26 کاراکتری شناسایی باطری را طبق عکس زیر یادداشت کنید ![]() حالا به صفحه ای بروید که نوکیا برای چک کردن این باطری قرار داده است و در این آدرس قرار دارد. با وارد کردن این شماره در پایین صفحه متوجه میشوید که آیا باطری شما جزو سری ساخته شده قابل انفجار هست یا خیر. همانطور که ذکر شد نوکیا اعلام کرده که تمام باطری ها را جایگزین میکند اما ما اطلاعی نداریم که ایا چنین ساز و کاری در ایران نیز وجود دارد و اینکه چه مقدار از این باطری ها در بازار ایران توزیع شده است. اگر در ایران هستید باطری خود را جزو لیست در خطر انفجار یافتید یا در مورد چگونگی جایگزین کردن این باطری ها در ایران اطلاعاتی داشتید لطفا همینجا در نظرات اعلام کنید. منبع |
ا- نامهاي در تضاد با جنسيت
تجزيه و تحليل جنسيتي نامهاي نامتعارف نشان ميدهد كه 70درصد نامهايي كه متناسب با زنان است براي مردان و 30درصد نامهايي كه متعلق به مردان است براي زنان به كار گرفته شده است.
مصاديق نامها:
مهينرضا، زن، زاهدان
سينا، زن، آمل
پريتك، مرد، ميناب
وليبانو، مرد، تهران
پريا، مرد، زابل
ياسمينخان، مرد، ميانه
2- نامهاي جغرافيايي
ساختار برخي ديگر از نامهاي نامتعارف نشان ميدهد كه 70درصد از اين نامها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكانهاي جغرافيايي است.
مصاديق نامها:
آمريكا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
درياقلي، مرد، شهركرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسني
اهواز، مرد، اهر
3- نامهاي زماني
در ساختار بسياري از اين نامها، نشانههايي از فصل، ماه، هفته، و روز ديده ميشود. در اين نمونه نيز باز هم مردها 82درصد اين فراواني را تشكيل ميدهند.
مصاديق نامها:
امروز، مرد، ميانه
تيرماه، مرد، سراب
روزعلي، مرد، شهركرد
اذان وقت، مرد، اردبيل
فوري، زن، تهران
شبچراغ، زن، ايذه
4- نامهاي حيواني
ساختار اين نامها برگرفته يا تلفيقي از نامهاي مركب يا مستقل حيوانات است. اين نامها 80درصد متعلق به مردان و 20درصد متعلق به زنان است. تجزيه و تحليل اين اسامي نشان ميدهد كه 61درصد اسامي پستانداران، 30درصد پرندگان، 51درصد خزندگان است.
مصاديق نامها:
پشه، مرد، سركان
تيلهگرگ، مرد، ياسوج
سيدگرگالله، مرد، ممسني
ساس، مرد، شيراز
بزعلي، مرد، درگز
كلاغ، مرد، كهنوج
5- نامهاي نباتي
اينگونه نامها از پسوند يا پيشوند نباتي گرفته شده است. در اين بين سهم زنان بيشتر از موارد ديگر در حدود 40درصد است. تفكيك اين نامها براي مشخص شدن جنسيت بسيار مشكل است.
مصاديق نامها:
انگور، مرد، ايرانشهر
ترياك، مرد، رامهرمز
زردآلو، مرد، خرمآباد
فلفل، مرد، ممسني
گيلاس، زن، اردبيل
نخود، زن، ميناب
6- نامهاي وصفي
اينگونه نامها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت اينگونه نامها در ميان مردان بيشتر از زنان است.
مصاديق نامها:
روسپي، زن، مرودشت
قيمتي، زن، سنقر
سوخته، مرد، فارسان
فقير، مرد، لنجان
فتنه، زن، سيرجان
قاچاق، مرد، الشتر
تنهات یافتم،هر یکی به چیزی مشغول و بدان خوشدل و خرسند.
بعضی روح بودن به روح خود مشغول،بعضی به عقل خود،و بعضی به نفس خود...
تو را بی کس یافتم.
همه ی یاران رفتند به سوی مطلوبات خود.تنهات رها کردند.
من یار بی یارانم.
از یکی آتش بر آوردم تو را
در دگر آتش بگستردم تو را
از دل من زاده ای همچون سخن
چون سخن آخر فرو خوردم تو را
با منی وز من نمیداری خبر
جادوم من،جادویی گردم تو را
مولانا
چرا صادق هدايت خودكشي كرد ؟
-----------------------------------
چه سوزهاست نهانی درون پیرهنم
صادق هدایت زیر بار بسیاری ازکیفیات آفرینش نمی رفت و از پروردگار در باطن سوال هایی داشت که به قول خودش به جانش افتاده بود و بلاجوابی آفرینش را در وجودش تلخ ترمی ساختند .
هدایت می پرسید تو به چه حقی مرا آفریدی ؟ به چه عذری بدون رضای من مرا به دنیا آوردی ؟ چرا به سوال هایم جواب نمی دهی ؟ من از تو می پرسم اصلاً جهان را چرا آفریدی ؟ تو جواب می دهی برای اینکه مرا ستایش وعبادت کنید : خلقناکم لتعبودن .
اما تو خود به صراحت درحق خود گفته ای که غنی عن العالمین هستی و ازستایش و عبادت روزه و نماز چون ما مخلوقی و هر مخلوق دیگری مستغنی و بی نیازهستی پس چرا مرا و ما را آفریدی ؟ من خوب میدانم که حرفم به گوش ات نمی رسد و این نیز خود مایه ی درد و روزگار تلخ و تاریک من است .
من می دانم که چیزهای خوب و زیبا هم زیاد آفریده ای و می گویی جمیلم و جمال را دوست می دارم . می دانم که ماه و ستاره و گل وسبزه و صورت دل فریب و آوازخوش و دلکش و بوسه و کنار و خوردن و پوشیدن و گفت و شنود با صاحبدلان بلند اندیشه و آزاده و بافهم و باذوق هم آفریده ی توست .
اما پس چرا آن همه چیزهای دِهِشتناک (هدایت این کلمه را زیاد استعمال می کرد) و زشت و زیان بخش و هلاکت زا حتي گلها و برگها و قارچ های خوش آب و رنگی که سمی است و مانند مار وعقرب زهرناک و کشنده است را بوجود آوردی ؟ چرا درمقابل نیکی و پاکی و صفات ملکوتی - رذالت وخباثت و دنائت و حمق و جهل و تعصب و حرص و طمع و حسد و ظلم و جور و ضعف و مرگ و فنا را ....
ادامه مطلب
مى گويند، شنيده ايم و قبول داريم، كه آ«آدم به روى باز، جايى مى رود، نه به در بازآ»
اگر مهمان خانه اى شويم كه صاحب آن با هزار و يك مدل تعارف (آفتاب از كدام طرف درآمده، راه گم كردى و...) بگويد كه از حضور ما در آنجا خوشحال است، ولى حركات چهره و دست و پايش حرفى ديگر بزند، هرگز راضى نخواهيم بود. بسيارى از مردم از تأثير ارتباط غير كلامى در روابط اجتماعى خود غافل هستند و تصور مى كنند تنها با استفاده از كلمات و جملات زيبا، مؤدبانه و دوستانه مى توانند حقيقت درون خود را پنهان كنند. حال آنكه بيش از ۵۰درصد از آنچه در درون من و شما مى گذرد را مى توان از طريق ارتباطات غير كلامى كشف كرد. براي همين گفته ميشود كه نامه ناقصتر از تلفن (چون لحن و آهنگ صدا معلوم نيست) و تلفن ناقصتر از گفتگوي رودررو عمل ميكنند. براي همين بر اساس يك تحقيق آماري نوشتن 7% ، تلفن 40% و صحبت رودررو بيش از 50 درصد از منظور را منتقل ميكنند.
زبان بين المللى يا ملى و قومى؟!
از سالها قبل تأثير آ«زبان بدنآ» و تغييرات چهره در ارتباط بين انسانها مشخص شده است، اما سؤالى كه هميشه مطرح مى شود، اين است كه:
آ«آيا اين زبان بين المللى است يا فرهنگها و آداب و سنن اجتماعى آن را تعيين مى كند؟آ»
اما در تحقيقاتى كه انجام شده است، دريافته اند كه بسيارى از حركات بدن و اندامهاى ما (درست مانند حيوانات) معنا و مفهومى خاص را بيان مى كند كه شمار زيادى از آنها احساس مشابه در مردمى از ملل مختلف ايجاد مى كند و از ميان تمام اجزاى اين زبان، حركات و تغييرات چهره مفهومى كلى تر و به عبارتى بين المللى تر دارد و مى توان غم، شادى، اضطراب، نگرانى، ترديد و... را در چهره يك فرد به دور از فرهنگ، زبان و... خاص تشخيص داد.
ارتباط چشمى:
پذيرش يا عدم پذيرش سايرين معمولاً از طريق ارتباط و تماس چشمى حاصل مى شود، يك معلم يا سخنران معمولاً به كسى توجه دارد كه در حين صحبت او نگاهش به جاى ديگر نباشد. براى شروع هر نوع بحث، مذاكره و صحبت از چشم هايمان كمك مى گيريم و به جرأت مى توان گفت ارتباط بين دو فرد بدون ارتباط چشمى، فضا را سرد و بى روح مى كند و حتى اگر سراپا گوش باشيم، چون چشم را به كار نگرفته ايم، گوينده را ناراحت و رنجيده خاطر مى كنيم، درست مانند آقايى كه در هنگام صحبت گرم و سراسر هيجان همسرش سراپا گوش است، اما چشم خود را مشغول مطالعه روزنامه كرده است! و بايد منتظر عواقب اين حركت باشد!
- نگاه كردن به گوينده: علاقه مندى به صحبتهاى او را نشان مى دهد.
- چشمهاى خندان! = احساس آرامش در شنونده.
- خيره و بدون حركت نگاه كردن = حضور جسم بدون حضور روح در مكان، حواس پرتى.
- نگاه به روبرو، آسايش و آرامش زياد از حضور در آن فضا.
ادامه مطلب
Strength of a Man
The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders.
It is seen in the width of his arms that encircle you.
قدرت و صلابت يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست
بلکه در اين هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کنه
The strength of a man isn't in the deep tone of his voice.
It is in the gentle words he whispers.
قدرت و صلابت يه مرد اين نيست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه
بلکه در اينه که چه جملات ملايمي رو ميتونه تو گوشات زمزمه کنه
The strength of a man isn't how many buddies he has.
It is how good a buddy he is with his kids.
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا رفيق داره
بلکه در اين هست که چقدر با فرزندان خودش رفيق هست
The strength of a man isn't in how respected he is at work.
It is in how respected he is at home.
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه قدر در محيط کار قابل احترام هست
بلکه در اين هست که چقدر در منزل مورد احترام هست
The strength of a man isn't in how hard he hits.
It is in how tender he touches.
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چقدر دست بزن داره
بلکه به اين هست که چه دست نوازشگري ميتونه داشته باشه
ادامه مطلب
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه
توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي مکزیک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه
تقريباً اكثر ما مي دانيم كه صداها تأثيراتي مطلوب و مخرب بر زندگي ما بخصوص بر سلامتي مان مي گذارند. اگر به تاريخ نگاهي بياندازيم، مي ببينيم كه درتمام دوران، صوت و موسيقي با طبابت پيوند داشته اند و در برخي اديان و فرهنگ هاي كهن از ريتم طبل ها، نواختن زنگ ها، خواندن ذكرها و سرودهاي مذهبي يا آييني براي دفع بيماري و ارواح ناپاك از كالبد بيماران استفاده مي شده است. حتي بعضي از بزرگان و پيامبران هم اصوات و يا موسيقي خاصي را براي درمان بيماري ها بكار مي گرفتند. مثلاً داود (ع) در نواختن چنگ ماهر بود. بنابراين وقتي يكي از سلاطين وقت مضطرب و بيمار شد، خدمتكاران او، مأموريني را به دنبال داود فرستادند. بعد از آن، وقتي او مضطرب مي شد، داود چنگ را مي نواخت و اضطراب و بي قراري از وي دور مي شد و آرامش و سلامتي اش برمي گشت. به هرحال نواهايي اين چنين ، تأثيرات بسيار قدرتمند و شفابخشي بر حال بيماران مي گذاشت و باعث صحت و سلامتي آنها مي شد.
اين نكته، يعني استفاده از برخي اصوات و موسيقي يكي از توصيه هايي است كه در روش هاي درماني طب مكمل وجود دارد.
به طور كلي در اين روش هاي درماني از امواج صوتي براي معالجه بيماري ها استفاده مي شود. مثلاً يكي از آنها استفاده از اصوات آغازين است كه ريشه در طب كهن هند دارد. اين روش اعتقاد دارد كه اصوات بخصوصى تأثيرات مثبتي را بر بدن و ذهن ما مى گذارند. اين الگوهاى صوتى بازتاب ارتعاشات آغازين طبيعت هستند. اگر ما به اين اصوات گوش بدهيم و يا آن را تكرار كنيم، فركانسهاى بنياديني را در درون آگاهي مان احياء مي كنيم و هوشيارى مان را با نخستين نوسانات قوانين طبيعت هماهنگ و همنوا مىسازيم، در نتيجه تعادلى در سيستم روانى - فيزيولوژيكى خود ايجاد مىكنيم. درمان از طريق اصوات آغازين بر اين پايه استوار است كه ذهن ما مىتواند به سطح كوانتوم برگردد و اصوات معينى را كه احتمالاً در مقطعى از مسير تغيير شكل دادهاند، بكار گيرد و به اين ترتيب تأثير عميق شفابخشى را در بدن ما برجاى بگذارد.
اصواتي هم وجود دارند كه از دهان ما خارج مي شوند و مي توانند بر جريان انرژي بدن مان تأثير بگذارند. به اين دليل كه ما در حالت ناراحتي يا بيماري و شرايط استرس از خود صداهايي خارج مي كنيم. اين اصوات باعث مي شوند كه فشارهاي وارده بر اندام هاي داخلي از طريق شش ها كاهش پيدا كنند. در بررسي هاي بعمل آمده مشخص شده كه اصوات مختلف بر روي ارگان هاي مختلف بدن تأثير مي گذارند. مثلاً اصوات معيني در طب چيني وجود دارند كه اين كار را انجام مي دهند. به طور نمونه در سرماى شديد هوا، صوت «شي» همراه با جمع كردن اعضاى بدن به داخل و تنفس عميق، باعث گرم شدن بدن ما مىشود. يا درد ناشى از بريدگى، با صوت «شوو» و دميدن در ناحيه بريده شده تخفيف پيدا مي كند، همچنين اين صوت باعث آرامش كبد شده و آرامش اين عضو به نوبه خود باعث كاهش خونريزى مىشود. صداى «هاي» باعث مىشود كه نيروى بدنى ما افزايش پيدا كند و «ها» تب را كاهش مىدهد .از تمام اين مشاهدات نتيجهگيرى شده كه اصوات مختلف بر روى اعضاى گوناگون بدن تأثير مىگذارد و از آنجايى كه ارگانهاى مختلف به كانالهاى انرژى مربوط هستند، جريان انرژى از اين اصوات تأثير مىپذيرد. دراين شيوه از شش صوت براى هدايت نيروى حياتى «چى» استفاده مي شود. هر كدام از اين شش صوت با بعضي ازاندام هاي بدن ما در ارتباط است و اختلالات خاصي را برطرف مي كند.
يك روانشناس انگليسي به نام «پال نيوهام» كه در زمينه روانشناسي صداي انسان تخصص دارد، سيستمي به نام صداهاي شفابخش را بنيانگذاري كرده است. اوعقيده دارد كه ما با رها كردن صداي خودمان مي توانيم روح خود را نيز آزاد كنيم و خود را از محدوديت و قفل هايي كه براي خود ساخته ايم، آزاد نمائيم. پال نيوهام با ابداع روشي جديد با استفاده از تركيب آواز و صدا، به معالجه و درمان ناراحتي هاي مراجعين دركلينيكي كه مديريت آن را به عهده دارد، مي پردازد. مراجعين روح و روان خود را به وسيله عمق صداي وجود خود كه ازطريق تحقيرشدن ها، مصائب، درگيري ها و شكست هاي زندگي به فراموشي سپرده شده اند، احياء مي كنند.
ادامه مطلب






